تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
( ع ) روايت شده « 1 » در مجمع نيز آن را بدون ذكر سند از آن جناب نقل كرده است « 2 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَاذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّه كانَ صادِقَ الْوَعْدِ » ) * آمده كه امام فرمود : اسماعيل وعده اى داده بود و يك سال منتظر دوستش نشست ، و او اسماعيل پسر حزقيل بود « 3 » . مؤلف : وعده اى كه آن جناب داده بوده مطلق بوده است ، يعنى مقيد نكرده كه يك ساعت يا يك روز يا فلان مدت در آنجا منتظر مىمانم ، به همين جهت مقامى كه از صدق و درستى داشته اقتضاء كرده كه به اين وعده مطلق وفا كند ، و در جايى كه معين نموده ، بايستد تا رفيقش بيايد . صفت وفاء مانند ساير صفات نفسانى از حب ، اراده ، عزم ، ايمان ، ثقه و تسليم داراى مراتب مختلفى است كه بر حسب اختلاف مراتب علم و يقين مختلف مىشود ، همانطور كه يك مرتبه از ايمان با تمامى خطاها و گناهان مىسازد كه نازلترين مراتب آن است ، و از آن به بعد مرتبه به مرتبه رو به تزايد و صفا نهاده تا به جايى مىرسد كه از هر شرك خفى خالص مىگردد ، و ديگر قلب به چيزى غير از خدا تعلق پيدا نمىكند ، حتى التفاتى هم به غير خدا نمىنمايد ، كه اين اعلا مراتب ايمان است ، همچنين وفاى به عهد هم داراى مراتبى است ، يكى از مراتبش وفاى قولى است ، مثل اينكه قول بدهد كه يك ساعت يا دو ساعت فلان جا منتظر بايستد ، تا كار لازمترى پيدا شده او را از بيشتر ايستادن منصرف كند ، اين يك مرتبه از وفاء است ، كه عرفا آن را وفاء مىخوانند ، و از اين مرتبه بالاتر اين است كه آن قدر بايستد تا عادتا از برگشتن طرف نااميد شود و اطلاق وعده را به ياس مقيد سازد ، و از اين هم بالاتر اينكه اطلاق آن را حفظ نموده اينقدر بايستد تا طرف برگردد هر چند كه طولانى شود ، پس نفوس قوى كه مراقب قول و فعل خود هستند هيچ وقت قولى نمىدهند مگر قولى كه طاقت عمل به آن را داشته باشند و بتوانند با عمل آن را تصديق كنند و همين كه از زبانشان در آمد ديگر هيچ چيز از انفاذ آن بازشان نمىدارد . و در روايت آمده كه رسول خدا ( ص ) به يكى از اصحاب خود وعده داد كه در مكه نزد خانه كعبه منتظرش مىباشد تا او برگردد ، ولى آن مرد در پى كار خود رفته فراموش كرد برگردد ، رسول خدا ( ص ) سه روز در آنجا منتظر ماند تا خبر به آن مرد
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 105 ح 7 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 3 ، ص 518 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 51 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 86 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى