كه خودش قبلا فرموده بود كه « ايشان را مست مىبينى » و اين بدان منظور است كه دلالت كند بر اينكه مستى ايشان و اينكه عقلهايشان را از دست داده و دچار دهشت و حيرت شدهاند ، از شراب نيست ، بلكه از شدت عذاب خدا است كه ايشان را به آن حالت افكنده هم چنان كه خداى عز و جل فرموده : « إِنَّ أَخْذَه أَلِيمٌ شَدِيدٌ » « 1 » .
و ظاهر آيه اين است كه اين زلزله قبل از نفخه اولى صور كه خدا از آن در آيه « وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَمَنْ فِي الأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّه ثُمَّ نُفِخَ فِيه أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ » « 2 » خبر داده ، واقع مىشود ، چون آيه مورد بحث مردم را در حال عادى فرض كرده كه ناگهانى و بىمقدمه زلزله ساعت رخ مىدهد ، و حال ايشان از مشاهده آن دگرگون گشته ، به آن صورت كه آيه شريفه شرح داده ، در مىآيند . و اين قبل از نفخه اولى است ، كه مردم با آن مىميرند ، نه نفخه دوم ، چون قبل از نفخه دوم ، مردم زنده اى در روى زمين وجود ندارد .
بعضى از مفسرين « 3 » گفتهاند : اين آيه شدت عذاب را تمثيل كرده ، نه اينكه واقعا همانطور كه فرموده تحقق يابد ، و معنايش اين است كه : اگر در اين ميان بيننده اى باشد كه صحنه را ببيند ، به چنين حالى در خواهد آمد .
و ليكن اين حرف صحيح نيست ، براى اينكه با سياق آيه كه سياق انذار به عذاب ناگهانى و بىسابقه است نمىسازد ، و شنونده از انذار به عذابى كه از آن آگاهى ندارد ، و تنها به او بگويند : اگر كسى آنجا باشد چنين و چنان مىشود ، آن طور كه بايد نمىترسد .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه سعيد بن منصور ، احمد ، عبد بن حميد ، و ترمذى ( وى حديث را صحيح دانسته ) و نسايى ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، و حاكم ( وى نيز حديث را صحيح دانسته ) و ابن مردويه ، از طرقى از حسن و غير او ، از عمران بن حصين ، روايت كردهاند كه گفت : وقتى آيه * ( « يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ
هامش
( 1 ) گرفتن او دردناك و شديد است . سوره هود ، آيه 102 .
( 2 ) و صيحه صور اسرافيل بدمند پس هر كه در آسمانها و زمين است همه يكسر مدهوش مرگ شوند ، مگر آن كس كه خدا ابقاى او را خواسته باشد . آن گاه صيحه ديگرى در آن دميده شود كه ناگاه خلايق همه برخيزند و نظاره كنند . سوره زمر ، آيه 68 .
( 3 ) روح المعانى ، ج 17 ، ص 112 .