تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
ايشان هدايت شوند ( 31 ) . آسمان را سقفى محفوظ كرديم ولى آنها از عبرتهاى آسمان روى گردانند ( 32 ) . اوست كه شب و روز را آفريد و آفتاب و ماه را خلق كرد كه هر يك در مدارى شناورند ( 33 ) . بيان آيات اول اين آيات علت عذاب فرستادن به قراى ظالمه را به بازيچه نبودن خلقت توجيه مىكند و مىفرمايد : خدا با ايجاد آسمان و زمين و ما بين آن دو نخواسته است بازى كند تا ايشان هم بدون هيچ دلواپسى سرگرم بازى با هواهاى خود باشند ، هر چه مىخواهند بكنند و هر جور خواستند بازى كنند بدون اينكه حسابى در كارهايشان باشد ، نه چنين نيست بلكه خلق شده‌اند تا راه به سوى بازگشت به خدا را طى كنند و در آنجا محاسبه و بر طبق اعمالشان مجازات شوند ، پس بايد بدانند كه بندگانى مسئولند كه اگر از رسم عبوديت تجاوز كنند بر طبق آنچه حكمت الهى اقتضا مىكند مؤاخذه مىشوند و خدا در كمينگاه است . و چون اين بيان بعينه حجت بر معاد نيز هست لذا دنبالش وجهه سخن را متوجه مساله معاد كرده ، بر آن اقامه حجت نمود و در سايه آن متعرض مساله نبوت نيز گرديده چون نبوت از لوازم وجوب عبوديت و آن هم از لوازم ثبوت معاد است پس مىتوان گفت كه دو آيه اول اين آيات به منزله رابط بين سياق آيات قبل و بعد است . و اين آيات در اثبات معاد بيانى بديع آورده و تمامى احتمالاتى كه منافى با معاد است به طورى كه خواهيد ديد نفى كرده است .
* ( « وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبِينَ لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناه مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ » ) * . اين دو آيه نزول عذاب بر اقوام ستمگر گذشته را توجيه مىكند ، همان اقوامى كه قبلا فرمود : « وَكَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ . . . » و اين دو آيه به طورى كه از سياق قبلى بر مىآيد مشتمل بر يك حجت برهانى و فلسفى بر ثبوت معاد است ، آن گاه در سايه آن برهان ، مساله نبوت را هم كه غرض اصلى از سياق كلام در سوره است اثبات مىكند . پس حاصل آنچه گذشت اين شد كه براى آينده بشر معادى است كه به زودى در آن عالم به حساب اعمال آنان مىرسند پس ناگزير بايد ميان اعمال نيك و بد فرق بگذارند و آنها را از هم تميز دهند و اين جز با هدايت الهى صورت نمىگيرد و اين هدايت همان دعوت