ممكن هم هست از اختلافى كه ميان اين دو نقل و دو حكايت هست كه از يكى تعبير كرده به « اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً - اين را شهر امنى قرار ده » و از ديگرى تعبير كرده به « * ( اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً ) * - اين شهر را ايمن كن » چنين استفاده شود كه ابراهيم خليل ( ع ) دو نوبت اين دعا را كرده ، يكى موقعى كه مكه صورت شهر به خود نگرفته بوده و بار ديگر موقعى كه به صورت شهر در آمده بود ، چون ابراهيم ( ع ) مكرر به مكه و به سركشى هاجر و اسماعيل رفته بود . و آن وقت كه اسماعيل و مادرش را در آنجا اسكان داد و به سرزمين فلسطين برگشت ، و براى نوبت دوم به ديدن آنها رفت ديد كه قوم « جرهم » دور فرزندش را گرفته و به وى روى آوردهاند ، در اين موقع از خداى تعالى خواسته است كه اين محل را شهرى امن قرار دهد - چون شهر نبود - و مؤمنين از اهلش را از ثمرات روزى فرمايد . و آن وقت كه سرزمين مزبور را به صورت شهرى ديده از خداى خواسته است كه اين شهر را محل امنى قرار دهد .
يكى از مؤيدات احتمال مذكور اختلافات ديگرى است كه در اين دو آيه به چشم مىخورد . در آيه بقره براى اهل شهر دعا كرده و برخوردارى از ثمرات را خواسته است ، ولى در آيات مورد بحث برخوردارى ثمرات به اضافه چند چيز ديگر را تنها براى ذريه خود خواسته است .
و بنا بر اين ، مىتوان فهميد كه اين آيات كه حكايت دعاى ابراهيم ( ع ) است آخرين مطلبى است كه قرآن كريم از كلام و دعاى ابراهيم نقل مىكند . و نيز مىتوان جزم كرد بر اينكه ابراهيم ( ع ) اين دعا را بعد از اسكان اسماعيل و هاجر و جمع شدن قبيله جرهم و ساختن خانه كعبه و پديد آمدن شهرى به نام مكه به دست ساكنينش در آنجا ، كرده است . و فقره هاى اين آيات همه دليل و مؤيد اين احتمال است .
و بنا بر اينكه اين احتمال را نپذيريم و بگوييم هر دو دسته آيات يك حكايت است و ابراهيم يك بار دعا كرده بوده آن وقت بايد بگوييم از جمله « رب اجعل . . . »
چيزى حذف شده و تقديرش چنين است : « رب اجعل هذا البلد بلدا آمنا - پروردگارا اين شهر را شهر امنى قرار ده » .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 98
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٨