تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
« إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُه » « 1 » . و اين قول كه در دو آيه اول بود ، و كلمه طيب كه در آيه سوم قرار دارد ، چيزى است كه خداى تعالى ثبات قدم اهل آن را در دنيا و آخرت مترتب بر آن قول دانسته ، و اثر آن مىشمرد هم چنان كه مقابل آن ، چيزى است كه گمراهى ظالمان و يا شرك مشركين اثر آن چيز است ، و به اين بيان روشن مىگردد كه ، مراد از آن قول همانا كلمه توحيد ، و شهادت از روى حقيقت به يكتايى معبود است . پس قول به وحدانيت خدا ، و استقامت بر آن ، قول حقى است كه داراى اصلى ثابت است ، و به همين جهت از هر تغير و زوال و بطلانى محفوظ مىماند ، و آن اصل ، خداى ، عز اسمه و يا زمينه حقايق است ، و آن اصل داراى شاخه هايى است كه بدون هيچ مانع و عايقى از آن ريشه جوانه مىزند ، و آن شاخه ها عبارت است از معارف حق فرعى و اخلاق پسنديده و اعمال صالح ، كه ، مؤمن ، حيات طيبه خود را بوسيله آنها تامين نموده و عالم بشريت و انسانيت ، بوسيله آنها رونق و عمارت واقعى خود را مىيابد ، همين معارف و اخلاق و اعمال هستند كه با سير نظام وجود كه منتهى به ظهور انسان ( البته انسان مفطور بر اعتقاد حق و عمل صالح ) مىگردد سازگارى و موافقت دارند و هر چه كه غير اين معارف باشد از مبدأ عالم ، جوانه نزده و با حيات طيبه انسانى و سير نظام وجود سازگار نيست . مؤمنهاى كاملى كه گفتند : « رَبُّنَا اللَّه » و پاى آن هم ايستاده ، و مصداق مثل مذكور در آيه شدند ، همانها هستند كه هميشه مردم از خيرات وجوديشان بهره مندند و از بركاتشان استفاده مىكنند . و همچنين هر كلمه حق و هر عمل صالحى ، مثلش اين مثل است ، « اصلى ثابت و فروعى پر رشد و نما ، و ثمراتى طيب و مفيد و نافع دارد » . و مثل در آيه شريفه شامل همه آنها مىشود ، و شايد نكره ( يعنى بدون الف و لام ) آمدن * ( « كَلِمَةً طَيِّبَةً » ) * براى اين بوده كه عموميت را برساند ، چيزى كه هست ، مقصود از آن در آيه شريفه بطورى كه از سياق استفاده مىشود عموم نبوده ، بلكه همان اصل
هامش
( 1 ) كلمه طيبه به سوى او بالا مىرود ، ولى عمل صالح آن را بلند مىكند . سوره فاطر آيه 10 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 73 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى