خواهد داشت .
و شايد از همين جهت بوده كه بعضى « 1 » گفتهاند : مراد از جمله * ( « إِنِّي كَفَرْتُ . . . » ) *
كفر شيطان در دنيا است ، و كلمه « من قبل » هم متعلق به جمله « كفرت » به تنهايى و يا به آن و به جمله « اشركتمون » به روش تنازع است ، و معنا اين است كه : من قبل از اين ( در دنيا ) هم به شرك شما كه قبلا ( در دنيا ) مىورزيديد ، كافر بودم ، و معناى تنازع اين است كه كلمه « من قبل » با اينكه يكى است ، اما در دو جا به كار برود .
حال كه بحث پيرامون آيه تمام شد ، اينك مىگوييم : منظور عمده از اين آيه ، فهماندن اين حقيقت است كه انسان خودش مسئول كارهاى خويش است ( و نبايد اين كاسه را سر ديگرى بشكند ) چون هيچ كس بر او مسلط نبوده است ، پس هر وقت خواست كسى را ملامت كند ، خودش را ملامت كند ، و اما مساله تابع بودن او و متبوع بودن شيطان امر موهومى بيش نيست و حقيقتى ندارد ، و به زودى در قيامت ، آنجا كه شيطان از انسان بيزارى مىجويد و ملامتش را به خود او بر مىگرداند ، اين حقيقت روشن مىشود ، همانطورى كه آيه قبلى هم اين معنا را نسبت به ضعفاء و مستكبرين بيان مىكرد ، آنجا هم مىفرمود كه رابطه ميان اين دو طبقه موهوم بود نه حقيقى ، و رابطه موهومى با موهوم ديگر هم در روز قيامت كه روز انكشاف حقايق است ، به هيچ دردى نمىخورد .
مفسرين در تفسير فقرات آيه شريفه ، اقوال مختلفى دارند كه از ايراد آنها خوددارى شد ، كسى كه بخواهد از آنها مطلع شود بايد به تفاسير بزرگتر مراجعه نمايد « 2 » .
و در آيه اى كه گذشت ، دلالت روشنى بر اين معنا بود كه انسان به تمام معنا بر اعمال خود مسلط است ، و پاداش و كيفر عمل به خود او مرتبط و از غير او مسلوب است و مدح بر عمل و سرزنش از آن به خودش بر مىگردد و اما اينكه آيا او خود در داشتن اين تسلط ، مستقل است يا نه ؟ آيه شريفه بر آن دلالت ندارد ، و ما در جلد اول اين كتاب در ذيل آيه « وَما يُضِلُّ بِه إِلَّا الْفاسِقِينَ » « 3 » . در اين باره بحث كردهايم .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 13 ، ص 211 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 4 ، ص 211 ، طبع بيروت و منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 132 و تفسير نمونه ، ج 10 ، ص 325 و تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 109 .
( 3 ) و خداوند به وسيله آن ( مثل ) جز فاسقها را گمراه نمىكند . سوره بقره ، آيه 26 .