تمكن از قهر و غلبه نيست ، و كسى در اين شكى ندارد ، به همين جهت مىگوييم نبايد آن را يك نوع تسلط شمرد ، و وقتى از مصاديق تسلط نشد ، قهرا استثناء منقطع مىشود .
بله اين معنا هست كه گاهى در اثر دعوت ، ميل و شوقى در نفس انسان نسبت به عملى كه به آن دعوت شده پيدا مىشود ، و در نتيجه در پذيرفتن دعوت ، رامتر مىگردد ، و دعوت كننده به همين وسيله بر نفس دعوت شونده مسلط مىگردد ليكن اين در حقيقت تسلط دعوت كننده بر نفس مدعو نبوده بلكه تسليط خود مدعو است ، و به عبارت ديگر اين شخص مدعو است كه با زود باورى خود ، دعوت كننده را بر نفس خود تسلط داده و دل خود را ملك او كرده ، تا به هر طرف كه مىخواهد بگرداند ، نه اينكه دعوت كننده از ناحيه خود ، تسلطى بر نفس مدعو داشته باشد ، و لذا ابليس هم ، تسلط از ناحيه خود را نفى نموده و مىگويد : من از ناحيه نفس خودم تسلطى بر نفس شما نداشتم . نه اينكه شما دلهايتان را در اختيار من قرار نداديد ، به شهادت اينكه دنبالش مىگويد : * ( « فَلا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ » ) * « 1 » پس باز هم استثناء منقطع شد زيرا مستثنى از جنس مستثنى منه نيست .
و اين همان نحو تسلطى است كه خداى سبحان در آيه « إِنَّما سُلْطانُه عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَه وَالَّذِينَ هُمْ بِه مُشْرِكُونَ » « 2 » و همچنين در آيه « إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ » « 3 » اثبات مىكند ، و اين آيات همانطور كه ملاحظه مىفرماييد ، ظهور در اين دارد كه سلطنت ابليس بر مردم فرع پيروى خود مردم ، و شرك ورزيدن ايشان است ، نه به عكس ، يعنى اين گونه نيست كه پيروى مردم از شيطان و شرك ورزيدنشان ، اثر سلطنت شيطان باشد .
و چون شيطان ، به هيچ وجه سلطنتى بر مردم ندارد ، دنبال نفى آن ، با به كار بردن فاء تفريع اين نتيجه را مىگيرد كه : * ( « فَلا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ » ) * يعنى وقتى كه من به هيچ وجهى از وجوه - هم چنان كه از نكره آمدن سلطان در سياق نفى ، و نيز از تاكيد كردن مطلب با كلمه « من » در جمله * ( « وَما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ » ) * بر مىآيد - سلطنتى بر شما
هامش
( 1 ) پس مرا ملامت نكنيد ، بلكه نفس خود را ملامت كنيد . سوره ابراهيم ، آيه 22 .
( 2 ) تنها سلطان او ( شيطان ) بر كسانى است كه او را ولى خود گرفتهاند و كسانى كه به خدا شرك ورزيدهاند . سوره نحل ، آيه 100 .
( 3 ) به درستى كه تو بر بندگان من سلطنت ندارى ، مگر گمراهانى كه از تو پيروى كنند .
سوره حجر ، آيه 42 .