كرده است « 1 » .
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از انس بن مالك روايت كرده كه گفت :
رسول خدا ( ص ) فرمود : هيچ بنده اى نيست كه امتى به نفع او شهادت دهد مگر آنكه خدا آن شهادت را قبول مىكند ، و امت از يك نفر به بالا است ، چون خداى تعالى فرموده : * ( « إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّه حَنِيفاً وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » ) * « 2 » .
مؤلف : در تفسير آيات شهادت مطالبى گذشت كه با اين حديث ارتباط دارد .
و در تفسير عياشى از سماعة بن مهران روايت كرده كه گفت : من از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : روزگارى بود كه در تمام روى زمين جز يك نفر خدا را پرستش نمىكرد ، و اگر غير او فرد ديگرى بود خداوند در آيه * ( « إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّه حَنِيفاً وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » ) * او را هم اضافه مىكرد ، پس از مدتى خدا او را با پديد آوردن اسماعيل و اسحاق مانوس نموده سه نفر شدند « 3 » .
مؤلف : اين روايت را كافى هم به سند خود از سماعة از عبد صالح نقل كرده است « 4 » .
و در الدر المنثور است كه شافعى و بخارى و مسلم از ابو هريره روايت آوردهاند كه رسول خدا ( ص ) فرمود : مائيم آخرون سابقون در روز قيامت ، جز اينكه سابقون اولون قبل از ما داراى كتاب شدند ، و ما بعد از ايشان صاحب كتاب شديم آن گاه همين روز جمعه بود كه برايشان واجب شد تا آن را روز تعطيل و عبادت قرار دهند ، ولى در باره آن اختلاف كردند ، و خداوند هدايت بسوى آن را به ما موهبت فرمود ، مردم هم تابع ما هستند ، يهود فردا و نصاراى پس فردا . « 5 »
مؤلف : مثل اين روايت از احمد و مسلم از ابو هريره و حذيفه از رسول خدا ( ص ) نقل شده ، ولى در تفسير آيه وارد نشده .
و نيز در آن كتاب است كه ابن مردويه از ابى ليلى اشعرى روايت كرده كه گفت :
رسول خدا ( ص ) فرمود : به اطاعت پيشوايان تمسك جوييد و مخالفت نورزيد ،
هامش
( 1 ) تفسير برهان ، ج 2 ، ص 386 ، ح 3 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 134 .
( 3 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 274 ، ح 84 .
( 4 ) كافى ، تفسير برهان ، ج 2 ، ص 388 ، ح 10 .
( 5 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 134 .