حوصلگى مكن بلكه حال و آينده و يا تنها حال منظور است .
* ( « إِنَّ اللَّه مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ » ) * .
از اين تعبير استفاده مىشود كه تقوى و احسان هر يك سبب مستقلى براى موهبت نصرت الهى و ابطال مكر دشمنان دين و دفع كيد آنان هستند ، پس مىتوان گفت كه اين آيه جمله * ( « وَلا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ » ) * را تعليل مىكند و وعده نصرت مىدهد .
و اين سه آيه از نظر مضمون شباهتشان به آيات مدنى بيشتر از شباهت به آيات مكى است ، و رواياتى هم از طريق شيعه و هم از طريق سنى وارد شده كه اين آيات در هنگام مراجعت از احد نازل شد و به زودى در بحث روايتى ان شاء اللَّه خواهد آمد ، هر چند كه ممكن است اتصال آنها را به ما قبلش توجيه نمود ، چنان كه بعضى « 1 » از مفسرين توجيه كردهاند .
چيزى كه در اينجا تذكرش لازم است اين است كه آيه شريفه اى كه قبل از اين سه آيه بود نسبت به غرض سوره از اين سه آيه جامعتر بود ، و آيات اين سوره با چشمپوشى از آيه « لِلَّذِينَ هاجَرُوا . . . » و آيه « مَنْ كَفَرَ بِاللَّه مِنْ بَعْدِ إِيمانِه » تا آخر چند آيه و آيه * ( « وَإِنْ عاقَبْتُمْ » ) * تا آخر سوره ، سياق واحد و متصلى دارند .
بحث روايتى
در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَضَرَبَ اللَّه مَثَلًا . . . » ) * از امام ( ع ) نقل كرده كه فرمود : اين آيه در باره قومى نازل شد كه نهرى داشتند به نام نهر « ثرثار » و بلاد ايشان بخاطر داشتن آن ، بلادى سبز و خرم و پر درآمد بود ، بطورى كه با خمير ، استنجا و خود را تطهير مىكردند ، و مىگفتند : خمير نرمتر است و بدن ما را اذيت نمىكند ، همين كفران به نعمت خدا و استخفاف به آن باعث شد كه خدا نهر ثرثار را خشكانيد ، خشكسالى كارشان را به جايى رسانيد كه همان خمير خشكيده ها را جمعآورى نموده خوردند و بلكه بر سر تقسيم آن دعوا راه انداختند « 2 » .
مؤلف : اين روايت را كافى نيز به سند خود از عمرو بن شمر از ابى عبد اللَّه ( ع ) بطور مفصل آورده ، « 3 » و عياشى هم آن را از حفص و زيد شحام از آن جناب نقل
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 14 ، ص 357 .
( 2 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 391 .
( 3 ) فروع كافى ، ج 6 ، ص 301 ، باب 50 ، ح 1 .