و نيز پروردگارت نسبت به آنها كه پس از محنت كشيدن مهاجرت كرده آن گاه جهاد كرده و صبورى پيشه كردهاند پروردگارت از پس آن ، آمرزگار و رحيم است ( 110 ) .
روزى بيايد كه هر كس ، گرفتار دفاع از خويشتن است و به هر كس هر چه كرده تمام دهند و ايشان ستم نبينند ( 111 ) .
بيان آيات
در اين آيات عليه كفارى كه بعد از ايمان به خدا كافر گشته و مرتد شدند تهديد نموده مهاجرين را كه در جهاد خود دچار زحمت گشته و در راه خدا صبر كردند وعده جميل داده ، و متعرض حكم تقيه نيز شده است .
* ( « مَنْ كَفَرَ بِاللَّه مِنْ بَعْدِ إِيمانِه إِلَّا مَنْ أُكْرِه » ) * .
كلمه « اطمينان » به معناى سكون و آرامش است ، و « شرح صدر » به معناى گشادى و وسعت آن است ، در مفردات گفته است : اصل شرح به معناى بسط گوشت و امثال آن بوده ، وقتى مىگويد : گوشت را شرح كردم و يا تشريح كردم معنايش اين است كه آن را و لو كردم ، و از همين باب است شرح صدر كه به معناى باز كردن سينه به نور الهى و سكينه اى از ناحيه خدا و روحى از او است ، هم چنان كه خداى تعالى در حكايت دعاى موسى فرموده : « رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » و در باره رسول خدا ( ص ) فرموده : « ألَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ » و نيز فرموده : « أفَمَنْ شَرَحَ اللَّه صَدْرَه » ، و شرح دادن كلامى كه مشكل است به معناى بسط آن و اظهار معانى پنهان آن است « 1 » .
جمله * ( « مَنْ كَفَرَ بِاللَّه مِنْ بَعْدِ إِيمانِه » ) * جمله اى است شرطيه كه جوابش جمله * ( « فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّه » ) * است ، و جمله * ( « وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ » ) * بر آن عطف شده ، و ضمير جمع در جزاء ، به اسم شرط « من كفر » بر مىگردد ، چون هر چند مفرد است ، ولى بحسب معنا كلى و داراى افراد است .
و جمله * ( « إِلَّا مَنْ أُكْرِه وَقَلْبُه مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمانِ » ) * استثنايى است از عموم شرط ، و مراد از « اكراه » ، مجبور شدن به گفتن كلمه كفر و تظاهر به آن است ، زيرا قلب هيچ وقت اكراه نمىشود ، و حاصل مقصود اين است كه : كسانى كه بعد از ايمان تظاهر به كفر مىكنند و مجبور به گفتن كلمه كفر مىشوند ، ولى دلهايشان مطمئن به ايمان است از غضب خدا
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « شرح » .