تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
لسان ابى فكيهه غلام آزاد شده بنى حضر مىبود ، و او مردى غير عرب بود ، و از پيروان رسول خدا ( ص ) شده و به وى ايمان آورد ، و قبلا از اهل كتاب بود ، قريش گفتند : به خدا سوگند اين مرد است كه محمد ( ص ) را تعليم مىدهد ، و خدا در جوابشان فرمود : « قرآن لسان عربى آشكار است » . مؤلف : ذيل اين روايت در تفسير برهان « 1 » به نقل از عياشى آمده و ليكن در نسخه هاى چاپى اخير اين ذيل نيامده است . و روايات در باره اسم اين مرد مختلف است ، در اين روايت ، ابو فكيهه غلام آزاد شده بنى حضرمى و در روايت قبلى عبدة بن حضرمى آمده ، و از قتاده « 2 » نيز روايت شده كه او عبدة بن حضرمى است كه او را مقيس مىگفتند ، و از سدى « 3 » نقل شده كه او غلامى از بنى حضرمى و نصرانى بوده تورات و انجيل را خوانده بود ، مردم او را ابو اليسر مىناميدند . و از مجاهد « 4 » نقل شده كه او ابن الحضرمى و مردى غير عرب بوده كه به زبان رومى سخن مىگفته و از « ابن عباس » « 5 » نيز روايت شده كه او آهنگرى بوده در مكه به نام « بلعام » و مردى غير عرب بوده ، مشركين مىديدند كه رسول خدا ( ص ) نزد او آمد و شد مىكند ، لذا گفتند : بلعام او را تعليم مىدهد . و آنچه از مضامين اين روايات ، قدر متيقن است اين است كه مردى رومى و غلام آزاد شده بنى حضرمى و نصرانى مذهب بوده كه در مكه مىزيسته و با كتب اهل كتاب ، آشنايى داشته است ، مردم او را متهم كردند كه رسول خدا ( ص ) را تعليم مىدهد . و در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم از ضحاك روايت كرده‌اند كه در تفسير آيه گفته است : مشركين مىگفتند : سلمان فارسى او را تعليم مىدهد ، خدا در جوابشان فرموده « زبان آن كسى كه شما در نظر داريد اعجمى است » « 6 » . مؤلف : اين روايت با مكى بودن آيات مورد بحث جور در نمىآيد .
باز در همان كتاب آمده كه ابن الخرائطى در كتاب مساوى الاخلاق خود و ابن عساكر در تاريخش از عبد اللَّه بن جراد روايت كرده‌اند كه از رسول خدا ( ص )
هامش
( 1 ) تفسير برهان ، ج 2 ، ص 384 ، ح 2 . ( 2 و 3 و 4 ) الدر المنثور ، ج 2 ، ص 131 . ( 5 و 6 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 131 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 506 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى