تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
در اينجا قبل از ورود در بحث پيرامون شهادت و ساير امورى كه آيات روز قيامت توصيفش مىكند ، مانند روز جمع ، روز وقوف ، سؤال ، ميزان ، و حساب ، واجب است كه بدانيم خداى تعالى اين گونه امور را در رديف حجتهايى مىشمارد كه در روز قيامت بر عليه انسان اقامه مىشود تا هر عملى از خير و شر كه كرده‌اند و تثبيت شده ، بر طبق حجتهايى قاطع عذر و روشنگر حق ، قضاوت شود سپس پاداش و كيفر دهند ، يكى را سعادت و ديگرى را شقاوت ، يكى را بهشت و ديگرى را آتش دهند ، اين روشنترين معنايى است كه از آيات قيامت كه شؤون آن روز را شرح مىدهد استفاده مىشود . و اين اصلى است كه مقتضاى آن اين است كه ميان اين حجتها و اجزاء و نتايجش روابطى حقيقى و روشن باشد ، به طورى كه عقل مجبور به اذعان و قبول آن گردد ، و براى هيچ انسانى كه داراى شعور فطرى است مجال رد آن و شك و ترديد در آن باقى نماند .
و بنا بر اين واجب مىشود كه شهادتى كه در آن روز به اقامه خداى تعالى اقامه مىگردد مشتمل بر حقيقتى باشد كه كسى نتواند در آن مناقشه كند ، آرى هر چند كه اگر خدا بخواهد مىتواند شقىترين مردم را شاهد براى اولين و آخرين كند ، و او به اختيار خودش به آنچه كرده‌اند شهادت دهد ، و يا خدا شهادت به كرده هاى خلائق را در زبان او خلق كند بدون اينكه خود او اراده اى داشته باشد ، و يا شهادتى دهد كه در دنيا خودش حاضر نبوده و از فرد فرد بشر آنچه شهادت مىدهد نديده باشد ، بلكه خدا يا ملائكه اش و يا حجتى به او اعلام كند كه فلان شخص چنين و چنان كرده ، تو شهادت بده ، آن گاه شهادت اين شقىترين فرد بشر را در حق فرد فرد بشر نافذ نموده و بر طبيعتش مجازات دهد و به شهادت او احتجاج نمايد ، چون اينها چيزى نيست كه در قدرت خداى تعالى نگنجد و نفوذ اراده اش در برابر آن كند شود ، كسى هم نيست كه با خدا در ملكش منازعه نمايد و يا حكم او را تعقيب كند . و ليكن اين چنين شهادت ، حجتى است زورى ، و ناتمام و غير قاطع كه شك و ريب را دفع نمىكند ، نظير تحكمها و زورگوييهايى كه در دنيا از انسانهاى جبار و طاغوتهاى بشرى مشاهده مىكنيم ، كه با حق و حقيقت بازى مىكنند ، آن وقت چطور ممكن است چنين چيز را در حق خداى تعالى تصور كنيم ؟ آن هم در روزى كه در آن روز عين و اثرى از غير حق و حقيقت نيست و بنا بر اين بايد اين شاهد ، معصوم به عصمت الهى باشد ، دروغ و گزاف از او سر نزند ، به حقايق آن اعمالى كه بر طبق آن شهادت مىدهد
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 466 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى