تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
« وَجَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً » « 1 » و نيز فرموده : « وَجَعَلُوا بَيْنَه وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً » « 2 » . امام فخر رازى در تفسير خود در علت اين پندار گفته : من خيال مىكنم اگر مشركين ، ملائكه را زن پنداشته‌اند از اين رو بوده كه مانند زنان از ديدگان مخفى و مستورند ، هم چنان كه كلمه « شمس - آفتاب » را هم از اين رو مؤنث دانسته‌اند كه قرص آن از نظرها مستور است و نور زياد آن نمىگذارد قرصش ديده شود ، هم چنان كه زنان پرده نشين ديده نمىشوند ، البته لازم نيست كه اين سخن در هر پوشيده و مستورى جريان يابد ، تا بگويى پس چرا كلمه « جن » را مؤنث نمىدانستند با آنكه جن هم از نظرها پنهان است ، اين بود خلاصه كلام امام فخر رازى « 3 » . بعضى « 4 » ديگر در توجيه مؤنث آوردن ملائكه گفته‌اند : بخاطر اين است كه نه ديدگان آن را مىبيند و نه دست كسى به آن مىرسد ، پس ملائكه از اين دو جهت نظير دخترانند كه مردها نسبت به ايشان غيرت به خرج داده و در محل امن و مكان مجلل جاى مىدهند ، و جن هر چند كه از ديدگان مستورند ليكن مستوريشان به اين نحو نيست . و اين دو وجه ، استحسانى بيش نيست ، و شما خواننده گرامى اگر به آراء مختلف وثنيت - كه پاره اى از آن در جلد دهم اين كتاب گذشت - مراجعه نماييد خواهيد فهميد كه عرب ، مبتكر در اين اعتقاد نيست ، بلكه اصل آن قديمى است ، كه در آراى قدماى وثنيت هند و مصر و بابل و يونان و روم وجود داشته . و اگر در اصول آراى بتپرستان دقت كنيم خواهيم ديد كه اين فرقه ، ملائكه را كه به زعم ايشان منشا وجوه خير عالمند ، و جن را كه باز به زعم ايشان مرجع شرور عالمند آلهه خود پنداشته و مىپرستيدند ، ملائكه را به اميد خيرشان و جن را از ترس شرشان ، و اين مبادى عالى كه به ظاهر قواى كلىاند به زعم مشركين دو قسم بوده‌اند ، يكى فاعل و يكى منفعل ، آن گاه مشركين اجتماع اين دو فريق را نكاح و ازدواج ناميده ، قسم فاعل را پدر ، و قسم منفعل را مادر ، و حاصل از اجتماع آن دو را فرزند مىناميدند ، و فرزند را هم دو قسم دانسته ، يك دسته پسر ، و دسته ديگر دختر ، و بعضى از آلهه خود را امهات و دختران ، و بعضى ديگر را پدران و پسران نام مىنهادند .
هامش
( 1 ) و ( مشركان ) فرشتگانى كه مخلوق خدا هستند ( را ) دختر مىخوانند . سوره زخرف ، آيه 19 . ( 2 ) ميان خدا و جنها خويشاوندى قرار دادند . سوره صافات ، آيه 158 . ( 3 و 4 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 54 .