* ( « قالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّه شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » ) * .
كلمه « فطر » بطورى كه راغب گفته « 1 » است در اصل به معناى پاره كردن از درازاى پارچه و يا چيز ديگر است ، وقتى گفته مىشود : « فطرت الشيء فطرا » معنايش اين است كه آن را از طرف طول شكافتم . و وقتى گفته مىشود : « افطر الشيء فطورا و انفطر انفطارا » معنايش اين است كه قبول شكافتن و پاره شدن نمود . و در قرآن كريم هر جا كه اين ماده را به خداى تعالى نسبت داده به معناى ايجاد است ، ولى در معناى ايجاد به نوعى عنايت استعمال شده ، گويا خداى تعالى عالم عدم را شكافته ، و از شكم آن موجودات را بيرون كشيده است ، و اين موجودات تا زمانى وجود دارند كه خداى تعالى دو طرف عدم را هم چنان باز نگهداشته باشد ، و اما اگر آنها را رها كند كه به يكديگر وصل شوند باز موجودات معدوم مىشوند ، هم چنان كه فرموده « إِنَّ اللَّه يُمْسِكُ السَّماواتِ وَالأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَلَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِه » « 2 » .
بنا بر اين ، تفسير كردن كلمه « فطر » به خلق ، كه عبارت است از جمع آورى اجزاء ، تفسير صحيحى نيست ، و اگر در بعضى عبارات ديده مىشود ، در حقيقت اشتباه است ، به شهادت اينكه اگر فطر به معناى خلق بود بايد برهانى كه در آيه مورد بحث ، يعنى در جمله * ( « فاطِرِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * كه بر اثبات وجود خالق اقامه شده ، برهانى ناقص و اجنبى از مدعا باشد ، زيرا بتپرست هم وجود خالق را منكر نيست ، و قبول دارد كه خالق عالم ، همان خداى سبحان است و بس ، ليكن توحيد ربوبيت را منكر است ، و همچنين معبود را منحصر به يكى نمىداند ، و در مقابل كسى كه منكر توحيد در ربوبيت و عبادت است ، اثبات خالق فائده اى ندارد .
از اينجا مىفهميم كه جمله مذكور ، در مقام اثبات توحيد ربوبيت است ، چون اين جمله ، در مقابل كلام كفار و مشركين كه گفته بودند : * ( « إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِه وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْه مُرِيبٍ » ) * قرار گرفته ، و قبلا هم گفتيم كه مشركين در اين گفتار خود ، دو چيز را انكار كردهاند ، يكى رسالت را و ديگرى توحيد در ربوبيت را ، و ناگزير ، كلام رسولان هم كه جواب اين گفتار مشركين است ، بايد متضمن دو اثبات باشد .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « فطر » .
( 2 ) به درستى كه خداى تعالى آسمانها و زمين را از اينكه نابود شوند ، نگهداشته است و اگر بخواهند نابود شوند ، كيست بعد از خدا كه آنها را نگهدارد . سوره فاطر ، آيه 41 .