تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
برمىگردد اشكال اين وجه اين است كه اين معنا كنايه بسيار بعيدى است ، كه از لفظ فهميده نمىشود . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : مراد از « ايدى » حجتها و دليلها است ، چون دليل ، به منزله دست آدمى است و همانطور كه آدمى با دست خود دفاع و دادوستد مىكند با دليل نيز دفاع مىكند ، اين در صورتى است كه ايدى ، جمع « يد » به معناى دست باشد ، اما اگر جمع يد به معناى نعمت باشد باز هم مىتوان آن را به معناى دليل گرفت ، زيرا دليل و حجتهاى انبياء ، خود يكى از نعمتهاى ايشان به مردم است ، و بنا بر اين ، معناى آيه اين مىشود كه : مردم دليلهاى انبياء را به دهان ايشان كه از همانجا بيرون شده بر مىگرداندند . قريب به اين معنا ، وجه ديگرى است كه بعضى « 2 » ذكر كرده و گفته‌اند : مراد از ايدى ، نعمتهاى رسولان ، يعنى اوامر و نواهى ايشان است ، و هر دو ضمير به رسل بر مىگردد و معنى آيه اين است كه كفار ، انبياء را تكذيب كرده ، اوامر و نواهى ايشان را انكار كردند . باز قريب به اين معنى قول عده ديگرى « 3 » است كه گفته‌اند : مراد از ايدى ، نعمتها است ، و ضمير در « ايديهم » به رسل بر مىگردد ، و كلمه « فى » در جمله * ( « فِي أَفْواهِهِمْ » ) * به معناى « باء » است ، و ضمير در آن به كفار بر مىگردد ، و معنايش اين است كه كفار با زبانهاى خود نعمتهاى رسولان ، يعنى حجتهاى ايشان را انكار كردند . خواننده محترم به خوبى مىداند كه اين چند معنايى كه نقل كرديم معناهاى بعيدى است كه از فهم عرف به دور است ، و كلام خداى تعالى برتر از اين است كه به چنين معانى حمل شود . * ( « وَقالُوا إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِه وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْه مُرِيبٍ » ) * - اين جمله ، به منزله بيان براى جمله * ( « فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ » ) * است و جمله اولى آن ، يعنى * ( « إِنَّا كَفَرْنا بِما أُرْسِلْتُمْ بِه » ) * انكار شريعت الهى است كه در حقيقت متن رسالت است و جمله دوم يعنى * ( « وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ . . . » ) * انكار حجتها و معجزات ايشان و اظهار ترديد در آن چيزى است كه بدان دعوت مىكنند كه همان توحيد ربوبيت باشد .
هامش
( 1 و 2 و 3 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 90 .