تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
ما تفصيل اين مطلب را در مباحث نبوت ، در جلد دوم اين كتاب و نيز در قصص نوح ، در جلد دهم بحث نموديم ، و از آيه « ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » « 1 » و نيز آيه « وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ » « 2 » هم اين معنا به خوبى به دست مىآيد . پس دليلى كه مفسرين به آن استناد جستند اين دلالت را دارد كه « روز وقت معلوم » كه سرآمد مهلت ابليس است ، روز اصلاح آسمانى بشر است كه ريشه فساد به كلى كنده مىشود و جز خدا كسى پرستش نمىگردد ، نه روز مرگ عمومى بشر با نفخه اول .
* ( « قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » ) * . حرف « باء » در جمله * ( « بِما أَغْوَيْتَنِي » ) * باء سببيت است ، و حرف « ما » مصدريه است كه جمله را چنين معنا مىدهد : « پروردگارا من اغواء كردنت را سبب قرار مىدهم براى اينكه فساد را در نظر بشر جلوه دهم و بدينوسيله اغواى خودم را در دل آنها هم بيندازم » و اين همان معنايى است كه از جمله « أَغْوَيْناهُمْ كَما غَوَيْنا » « 3 » نيز استفاده مىشود . و اينكه بعضى از مفسرين « 4 » گفته‌اند كه « باء براى قسم است و معناى جمله اين است كه پروردگارا به اينكه مرا اغواء كردى سوگند كه چنين و چنان مىكنم » از بى پايه و بى مايه ترين تفسيرهاست ، چون نه در قرآن و نه در سنت جايى ديده نشده كه به مثل اغواء يا اضلال سوگند خورده شود . علاوه بر اينكه اصلا معناى قسم كه تعظيم ( مقسم به ) است در اغواء و اضلال مورد ندارد . و از اينكه ابليس اغواى خود را به خدا نسبت داد و خدا هم نه آن را رد كرد ، نه جوابش داد مىفهميم كه مقصود از آن غوايت ، قضيه سرپيچى از سجده بر آدم نبوده ،
هامش
( 1 ) فساد در زمين و دريا به خاطر اعمال مردم پديدار گشت تا كيفر بعض آنچه كردند به ايشان بچشانيم شايد برگردند . سوره روم ، آيه 41 . ( 2 ) ما در زبور بعد از ذكر نوشتيم كه زمين را بندگان صالح من به ارث مىبرند . سوره انبياء ، آيه 105 . ( 3 ) سوره قصص آيه 63 . ( 4 ) الكشاف ، ج 2 ، ص 578 .