تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
« وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنْسانِ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَه مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ » « 1 » بنا بر اين ، آيه شريفه خلقت نوع انسان را بيان مىكند ، زيرا خلق كردن اولين موجودى كه بقيه افرادش از آن منشعب مىشوند در حقيقت خلق كردن همه آنها است . در مجمع البيان مىگويد : اصل آدم از خاك بوده ، چون قرآن مىفرمايد : « خَلَقَه مِنْ تُرابٍ - آدم را از خاك خلق كرد » چيزى كه هست خاك مذكور را گل كرد ، هم چنان كه فرموده : « وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ - تو آدم را از گل آفريدى » ، آن گاه آن گل را گذاشت تا متعفن شد ، هم چنان كه فرموده : « * ( مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ) * - آدمى را از گل گنديده خلق كردم » آن گاه آن گل را گذاشت تا خشك شد : « من صلصال - از گل خشكيده » بنا بر اين تناقضى در اين تعبيرهاى مختلف قرآن نيست ، زيرا حالات مختلف مبدأ خلقت آدمى را بيان مىكند « 2 » .
* ( « وَالْجَانَّ خَلَقْناه مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ » ) * . راغب در باره كلمه « سموم » گفته : باد داغى است كه اثر سمى دارد . و اصل كلمه « جن » به معناى پوشاندن است ، و همين معنا در همه مشتقات كلمه جريان دارد « 3 » نظير جن ، چون از نظر پوشيده است ، و مجنة و جنة ( سپر ) چون آدمى را از شمشير دشمن مىپوشاند ، و جنين ، و جنان - به فتح جيم - ( قلب ) ، چون از نظرها پنهان است و همچنين در اين جمله قرآن : « جَنَّ عَلَيْه اللَّيْلُ » « 4 » و مشتقات ديگر آن ، اين معنا جريان دارد . « جن » طايفه اى از موجوداتند كه بالطبع از حواس ما پنهانند ، و مانند خود ما شعور و اراده دارند ، و در قرآن كريم بسيار اسمشان برده شده ، و كارهاى عجيب و غريب و حركات سريع از قبيل كارهايى كه در داستانهاى سليمان انجام دادند به ايشان نسبت داده شده ، و نيز مانند ما مكلف به تكاليفند ، و چون ما زندگى و مرگ و حشر دارند و همه اينها از بسيارى از آيات متفرق قرآنى استفاده مىشود . و اما « جان » و اينكه آيا جان هم همان جن است و يا به گفته ابن عباس « 5 » پدر
هامش
( 1 ) و آغاز كرد خلقت انسان را از گل آن گاه نسل او را در خلاصه اى از آبى پشيز قرار داد . سوره الم سجده ، آيه 7 و 8 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 335 . ( 3 ) مفردات راغب ماده « سمم » . ( 4 ) شب پرده بر او پوشانيد . سوره انعام ، آيه 76 . ( 5 ) تفسير ابن عباس ، ص 217 و مجمع البيان ، ج 6 ، ص 334 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 223 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى