تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
حاتم از معاويه نيز تاييد مىكند كه گفت : آيا شما به اين قرآن ايمان نداريد و آن را حق نمىپنداريد ؟ گفتند : بله . گفت پس بخوانيد اين آيه را : * ( « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » ) * آيا شما به اين آيه ايمان نداشتيد و آن را حق نمىدانستيد ؟ گفتند : چرا ؟ گفت پس چرا بعد از چنين علمى مرا ملامت مىكنيد كه چرا اموال مردم را به خود اختصاص داده اى ؟ ! احنف برخاست و در جوابش گفت : اى معاويه به خدا سوگند ما تو را بر خزائن خدا ملامت نمىكنيم بلكه ملامتت مىكنيم كه چرا بعد از آنكه خدا ارزاق خلق را از خزائنش نازل كرد تو در خزائن خودت قرارش دادى و در خزائن را به روى خلق بستى . معاويه از شنيدن اين جواب ساكت ماند « 1 » . و در همان كتاب است كه ابن مردويه و حاكم از مروان بن حكم روايت كرده كه گفت : مردانى در صفوف جماعت به صف آخر مىپيوستند تا به صفوف زنان نزديكتر باشند لذا اين آيه نازل شد : * ( « وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ . . . » ) * « 2 » . مؤلف : و نيز از عده اى از ابى الجوزاء از ابن عباس روايت شده كه گفت : زنى زيبا پشت سر رسول خدا ( ص ) نماز مىخواند و از زيباترين زنان بود . بعضى از مردان سعى مىكردند كه در صف اول بايستند و او را نبينند ، و بعضى سعى مىكردند در صف آخر بايستند و او را در حال ركوع از زير بغل خود تماشا كنند ، لذا اين آيه نازل شد : * ( « وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ » ) * « 3 » . و ليكن اين آيه با اين دو روايت انطباق ندارد ، نه از جهت لفظ و نه از جهت سياقى كه در آن قرار گرفته است ، و جهتش روشن است . باز در همان كتاب است كه ابن ابى حاتم از طريق معتمر بن سليمان ، از شعيب بن - عبد الملك از مقاتل بن سليمان نقل كرده كه در ذيل آيه * ( « وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ . . . » ) * گفته است : به ما چنين رسيده كه اين آيه در مورد جنگ نازل شده . معتمر گفته است : من اين معنا را براى پدرم نقل كردم ، گفت اين آيه وقتى نازل شد كه هنوز جنگ و جهاد واجب نشده بود « 4 » .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 96 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 97 . سند اين حديث در الدر المنثور اين گونه است : ابن جرير از مروان بن حكم . ( 3 و 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 97 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 218 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى