تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
ابى العاص است ، كه در خصوص آيه « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ » نقل آن گذشت . و از آنچه گذشت معلوم شد كه اين حديث خبر واحدى است ، آن هم در خصوص يك آيه ، و اين چه ربطى دارد به محل و موضع تمامى آيات . و اما اينكه گفتند « قرآن به همين ترتيب در لوح محفوظ نوشته شده بود . . . » منظورشان اشاره به روايت مستفيضه اى است كه از طرق عامه و خاصه وارد شده مبنى بر اينكه قرآن تماما از لوح محفوظ به آسمان دنيا نازل شده ، و از آنجا آيه آيه بر رسول خدا ( ص ) نازل گرديد . ليكن روايات اين را ندارد كه ترتيب آيات قرآنى در لوح محفوظ و در آسمان دنيا به همين ترتيبى بوده كه در دست ماست . علاوه بر اينكه به زودى ان شاء اللَّه گفتارى در معناى نوشته شدن قرآن در لوح محفوظ و نزولش به آسمان دنيا ، در ذيل آيه مناسب آن مانند آيه اول دو سوره زخرف و دخان ، و در سوره قدر خواهد آمد . و اما اينكه گفتند « و از نقل متواتر يقين شده كه اين ترتيب به سفارش رسول خدا ( ص ) بود . . . » خواننده كاملا واقف شد كه چنين ادعايى بى دليل است ، و چنين تواترى نسبت به يك يك آيه ها در بين نيست ، و چگونه مىتواند باشد با اينكه روايات بىشمارى داريم كه مىگويند : ابن مسعود دو سوره « قل اعوذ » را در مصحف خود ننوشته بود ، و در پاسخ كسى كه اعتراض كرده بود گفت : اين دو سوره جزء قرآن نيست ، بلكه به منظور محافظت حسن و حسين از گزند نازل شده بود و هر جا مصحفى مىديد اين دو سوره را از آن پاك مىكرد و از او نقل نشده كه از نظريه اش برگشته باشد ، حال مىپرسيم چگونه اين تواتر بر ابن مسعود در تمام عمرش آن هم بعد از جمع اول مخفى مانده ؟ .
فصل هفتم :
راجع به بحث قبلى بحث ديگرى پيش مىآيد ، و آن گفتگو در باره روايات انساء ( از ياد بردن ) است ، كه قبلا هم بطور اجمال به آن اشاره شد . اين روايات از طرق عامه در باره نسخ و انساء قرآن وارد شده كه روايات تحريف به معناى نقصان و تغيير قرآن را هم حمل بر آن نموده‌اند . يكى از آنها روايتى است كه الدر المنثور از ابن ابى حاتم و حاكم - در كتاب الكنى - و ابن عدى و ابن عساكر از ابن عباس نقل كرده‌اند كه گفت : از آنجايى كه