و اسحاق به وى داده . و اگر چنين عنايتى به وى فرمود بخاطر استجابت دعايش بود .
ابراهيم ( ع ) در بين دعايش وقتى به ياد اين نعمت مىافتد ناگهان رشته دعا را رها نموده به شكر خدا مىپردازد و خداى را بر استجابت دعايش ثنا مىگويد .
* ( « رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَتَقَبَّلْ دُعاءِ » ) * .
نسبت دادن نماز خواندنش به خدا - با اينكه او نماز را مىخواند - نظير نسبت دادن دوريش از بتپرستى است به خدا . و همانطور كه قبلا هم گفتهايم هر عملى و از آن جمله نماز خواندن و بت نپرستيدن يك نسبت و ارتباط به خداى تعالى دارد ، و آن عبارتست از احتياج و ارتباطش به اذن و مشيت خدا . و يك نسبت به عامل دارد و آن نسبت تصدى و صدور است .
اين جمله ، فقره دوم از دعاى ابراهيم ( ع ) است كه فرزندانش را در آن شركت داده است . و دعاى اولش جمله * ( « وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ » ) * و دعاى سومش جمله * ( « رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ » ) * است كه پدر و مادر و عموم مؤمنين را در آن شركت داده .
نكته اى كه در هر سه فقره رعايت شده اين است كه ابراهيم در همه آنها خودش را به عنوان مفرد و مستقل ذكر كرده . در دعاى اولش گفته است : « و اجنبنى » و در دومى گفته است : « اجعلنى » ، و در سومى گفته است : « اغفر لى » ، و اين بدان جهت بوده كه خواسته است علاوه بر فرزندانى كه در اين موقع داشته ، تمامى ذريه آينده اش را هم به خود ملحق سازد ، هم چنان كه در جاى ديگر از آن جناب نقل كرده كه گفته است :
« وَاجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الآخِرِينَ » « 1 » و باز در جاى ديگر خداى تعالى گفت و شنود خود را با وى چنين حكايت كرده است : « إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي » « 2 » .
در فقره اول از دعايش گفت : * ( « وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ » ) * و در اينجا گفت : * ( « اجْعَلْنِي - مُقِيمَ الصَّلاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي » ) * و ممكن است اين سؤال براى خواننده پيش بيايد كه چرا در
هامش
( 1 ) و برايم ياد خيرى در آيندگان بگذار . سوره شعراء ، آيه 84 .
( 2 ) و چون ابراهيم را پروردگارش به ابتلائاتى بيازمود و او همه را به خوبى به پايان رسانيد ، پروردگارش گفت كه من تو را براى مردم امام قرار مىدهم . گفت از ذريهام نيز قرار ده . سوره بقره ، آيه 124 .