محمول بر موضوع بدون اعتبار امر زايدى براى آن و بدون انضمام ضميمهاى حمل مىگردد .
فى المثل گفته مىشود « زيد خندان است » حمل محمول بر زيد نه نياز به تقدير كلمهاى دارد و نه نياز به تأويل بردن آن به كلمهاى ديگر .
بر خلاف حمل ذى هو كه به معناى « اين داراى همان چيز است » مىباشد . در اين حمل بايد در جانب محمول كلمهء ذو را در تقدير گرفت يا محمول را به كلمهء مشتقى تأويل برد . وقتى گفته مىشود « صدرا حكمت است » يعنى او ذو حكمت است يا حكيم است .
وجه تسميه حمل مواطاة آن است كه محمول در آن ، برابر با موضوع است . به گونهاى كه براى حمل محمول بر موضوع نياز به اعتبار امرى زائد و نياز به اشتقاق نيست .
وجه تسميه حمل اشتقاقى تأويل كلمهء مصدر به يكى از مشتقات مانند اسم فاعل يا صفت مشبه و مانند آن است .
حمل بتّى و غيربتّى
متن
وينقسم أيضاً إلى بتّيٍّ و غير بتّيٍّ . . . « إجتماع النقيضَيْن محالٌ » .
ترجمه
حمل در تقسيم ديگر تقسيم مىشود به حمل بتّى و غيربتّى . حمل بتّى ، حملى است كه براى موضوع آن افرادى در خارج وجود دارد . و عنوان موضوع بر آن افراد صدق مىكند . مانند « انسان كاتب است » . « كاتب متحرك الاصابع هست . »
حمل غيربتّى حملى است كه براى موضوع آن افراد فرضى و غيرواقعى باشد مانند جملهء « معدوم مطلق ، قابل اخبار نيست » و « اجتماع نقيضين محال است . »