الفصل السادسفي الحدوث و القِدَم الذاتيّين
تعريفِ حدوثِ ذاتى و برهان نخست برآن
متن
الحدوث الذاتيّ كون وجود الشيء مسبوقاً بالعدم . . . الآتي من قِبَل الغير .
ترجمه
حدوث ذاتى عبارت است از : وجودى كه مسبوق باشد به عدم خويش ؛ عدمى كه در مرتبهء ذات او متقرر است و قديم ذاتى بر خلاف اين است . گفتهاند هرچيز كه داراى ماهيت است ذاتاً حادث است . و براين معنا استدلال نمودهاند به اينكه هر ممكنى ذاتاً استحقاق عدم از خويش و استحقاق وجود از غير دارد و امر ذاتى مقدم است بر امر غيرى ؛ بنابراين وجودِ ممكن ، مسبوق به عدم ذاتى خويش است .
بر اين استدلال اعتراض شده است به اينكه اگر ممكن ذاتاً اقتضاى عدم مىنمايد پس وجود او ممتنع است . بلكه ممكن چيزى است كه ذاتاً بر او وجود و عدم صدق نمىكند ؛ بنابراين همان گونه كه به سبب علت بيرونى ، استحقاق وجود دارد ، همچنين به سبب علت بيرونى ، استحقاقِ عدم دارد . پس هيچ يك از وجود و عدم نسبت به يكديگر اقدم از ديگرى نيست ؛ از اينرو وجودى كه ممكن ، از غير مىستاند مسبوق به عدم ذاتى خويش نيست .