كيفىِ خاصى دارد . تكامل كمّى و كيفى ، همان حركت عَرَضى است و اين حركت داراى زمانِ خاص خود مىباشد كه در مورد انسان نُه ماه طول مىكشد .
يا وقتى يك نهال طى يكى دو سال از يك متر تا دو يا سه متر ارتقاى اندازه مىدهد ، اين زمانِ خاصِّ آن حركت عَرَضى است . هر حركت عَرَضى همچون حركت جوهرى داراى زمان خاص خود است . حركتهاى عرضى در چهار مقولهء كم و كيف و أين و وضع به عنوان حركتهاى ثانيه واقع مىشوند .
زمانِ سوم ، زمان يومى است . تودههاى مردم از زمان ، همان حركت كرهء زمين به دور خورشيد و پيدايش شب و روز را مىفهمند و از اين رو اندازهگيرى حركات را با زمان شبانهروزى به دست مىآورند . كرهء زمين هر بيست و چهار ساعت يك بار به دور خود مىچرخد و از اين چرخش ، صبح و عصر و شب به وجود مىآيد . وقتى مردم مىخواهند تقدّم يا تأخّر يك حادثه يا كوتاهى و بلندى آن را با يكديگر مقايسه كنند ، اين كار را با استمداد از زمان يومى مىكنند . مثلًا مىگويند : اين كتاب يك سال قبل از آن كتاب چاپ شده است يا زمان ساختن اين خانه چه مقدار بيشتر از زمان ساختن آن خانه است يا فلان شخص قبل از فلان شخص به دنيا آمده يا از دنيا رفته است . ساعت و روز و هفته و ماه و سال ، ابزار سنجش حوادثى هستند كه دائم در ميان مردم اتفاق مىافتند .
آن گاه مؤلف مىفرمايند : حدوث و قدم زمانى در مورد هر يك از سه زمان فوق مىآيد . حدوث و قدم در مورد زمان يومى امر روشنى است . موجوداتى كه وجود آنها مسبوق به عدم آنها در ظرف زمان قبل بوده حادث زمانى هستند ، مانند وجود حسن و على كه چهل يا پنجاه سال پيش متولد نشده بودند ، و قديم زمانى عبارت است از وجود چيزى كه مسبوق به عدم زمانى نباشد بلكه در تمام ازمنه وجود داشته است .
اما بيان حدوث و قدم در مورد حركتهاى جوهرى و عرضى چنين است كه هر زمانى برابر با همان حركتى است كه واقع مىشود ، نه وسيعتر از آن است و نه كوتاهتر
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 581
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٨١