وقتى مطالب فوق روشن شد ، اين مطلب را نيز بدان كه آن چه از معناى حدوث و قدم زمانى گفته شد در هر زمان هرگونه كه باشد جارى مىشود .
شرح
قبلًا در مباحث قوّه و فعل گفتيم كه زمان ، عارض بر هر حركتى مىشود ؛ به عبارت ديگر هر حركتى قرين زمان خاصّ خود است . زمان ، ميزان و مقدارِ حركت را معلوم مىكند . اكنون در اين عبارت به سه قسم از زمان اشاره مىشود كه بعضى شخصى هستند يعنى به نوعى به حركت خاصّ خود تعلق دارند . و يك زمان هم زمان عمومى است كه بر كل حركات جوهرى عالم عارض مىشود .
يك زمان ، زمانى است كه برحركت عمومى جواهر عارض مىشود . بديهى است مادهء عالَمِ مادى در صورتهاى جوهرى خود حركت مىكند و اين حركت اختصاص به يك جوهر خاصّى ندارد ، بلكه تمام جواهر عالم را شامل مىشود ؛ از اينرو جواهر عالم ، همه در يك حركت بى وقفه به سوى پيش در حركت هستند . همچنان كه حركت جواهر ، يك حركت عمومى است و اختصاص به جوهر خاصى ندارد ، بلكه تمام جواهر را در بر مىگيرد . زمانى هم كه به اين حركت عمومى تعلق دارد ، زمان عام و فراگير است . بدين معنا كه بر حركت جوهرىِ عالم ماده از آغاز تا كنون يك زمان عام سايه افكنده است و اين زمان واحدِ عام ، مقدار آن حركت جوهرى عمومى را مشخص مىسازد ؛ گر چه ، ما از مقدار آن زمان ، اطلاعى نداريم .
قابل توضيح است كه جهان ماده به منزلهء يك كارخانهء فعليّت سازى است كه صُوَر جوهرى را از مرحلهء صورت جسميه كه نخستين صورت از صور جوهرى است تا مرحلهء تجرّد محض ، كه فعليت مطلق نفس مىباشد ، هدايت و همراهى مىكند ؛ از اينرو مادهء جهان ، صور جوهرى عالَم را به سوى تكامل به حركت در مىآورد .
زمان ديگر ، زمانى است كه بر حركت اعراض عارض مىگردد . يك نطفه از زمانِ استقرار خود در جايگاه رشد تا زمان ظهور به عنوان يك جنين كامل ، رشد كمّى و
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 580
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٨٠