تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
پس موجود به قديم و حادث تقسيم مىشود و قديم عبارت است از : چيزى كه وجود او مسبوق به عدم نباشد و حادث چيزى است كه وجود او مسبوق به عدم اوست . شرح در عبارت فوق ابتدا معناى عرفى « قِدَم » و « حدوث » و سپس معناى فلسفى آن مطرح مىشود . در فهم عرف ، « قديم » به اين معنا استعمال مىشود كه عمر يك چيز از عمر چيز ديگر بيشتر باشد . مثلًا چون عمر پدر از عمر فرزند بيشتر است به پدر قديم ( كهنه ) و به فرزند حادث ( جديد ) اطلاق مىگردد . خلاصهء اين معنا اين است كه : قديم در ظرفى از زمان وجود داشته كه حادث در آن نبوده است و به عبارت ديگر وجودِ حادث مسبوق است به عدم او در ظرفى كه قديم در آن موجود بوده است . حال اگر اين معناى عرفى را تعميم داده و آن را فراتر از زمان ملاحظه نماييم و از سويى ديگر ، سبقى كه قديم برحادث دارد را سبقِ حقيقى بدانيم - مانند سبق علت بر معلول - نه سبق اعتبارى - مانند سبق رتبى كه امام به عنوان مثال بر مأموم دارد - قديم و حادث دو مفهومى خواهند بود كه از اعراض ذاتى « موجود من حيث هو موجود » به شمار خواهند آمد . اعراض ذاتىِ هر علم عبارت است از مسائلى كه بدون واسطه بر موضوع آن علم ، عارض مىشود و در فلسفه ، قدم و حدوث دو محمولى هستند كه بر موضوع آن - يعنى موجود از آن جهت كه موجود است - حمل مىگردند ؛ لذا مىتوانيم بگوييم : « الموجود اما حادثٌ او قديمٌ » ؛ از اين رو بحث از اين دو مفهوم ، بحث فلسفى خواهد بود .

انواع حدوث و قدم

متن والذي يصحّ أن يؤخذ في تعريف الحدوث . . . ونبحث عن كلّ منها تفصيلًا . ترجمه آن چه از معناى ( هشتگانهء ) سبق و اقسام آن صحيح است كه در تعريف حدوث و قدم آورده شود
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 569 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى