تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
شرح بخشى از مطالب مربوط به فقرهء فوق قبلًا در فصل پيشين بيان شد . در آن‌جا در خصوص نفى حركت در مقولاتى كه تدريج و سيلان ، ذاتى آنها است گفتيم كه مقولات دو گونه هستند . برخى چون « كيف ، كم ، أين و وضع » داراى افراد آنى الوجود هستند . در اين سنخ از مقولات حركت جارى مىشود و مفاد حركت در آنها اين است كه در هر آنى از آناتِ حركت ، فردى از افراد آن مقوله كه با فرد سابق و فرد لاحق مغاير است بر متحرك وارد شود . در اين صورت مقوله بايد داراى افراد آنى الوجود ( دفعى الوقوع ) باشد كه با هر درجه از حركت ، يك فرد از مقوله بر متحرك وارد شود . نوعِ ديگرِ مقولات ، آنهايى هستند كه تدريج و سيلان ذاتى آنها مىباشد و داراى فرد دفعى الوقوع و آنىالوجود نيستند . مانند مقولهء « فعل و انفعال » ، « متى » و بعضى از انواع « كمّ » مانند زمان در اين قسم از مقولات ، حركت جارى نمىشود ؛ زيرا هر جزئى از اجزاى آنها داراى تدريج و سيلان است و اگر حركت در آن اجزاء واقع شود مفادش آن است كه بر متحرك در هر آنى از آنات حركت ، يك فرد از افراد مقوله وارد نگشته است ؛ زيرا مقوله به دليل آن‌كه داراى امتداد و تدريج است هر آن از آنات حركت ، فردى از افراد مقوله عبور نمىكند زيرا « آن » با آن جزءِ تدريجىِ ممتد ، منطبق نيست . و چون در هر آنى از آنات حركت ، يك فرد از افراد مقوله حاصل نگشته است پس حركت در آن مقوله منتفى مىباشد . و اگر فرض كنيم كه مقولات مذكور داراى افراد دفعى هستند معنايش آن است كه تدريج را كه ذاتى اين قسم از مقولات است از آنها سلب كرده‌ايم و سلب ذاتى يك چيز محال است . اكنون با بيان فوق به شرح عبارت كتاب كه متكفل اشكال اول درباب حركت در حركت است مىپردازيم . ابتداء بايد به اين نكته توجه داشت كه حركت در حركت ، از يك حركت عارض و يك حركت معروض تأليف مىيابد وقتى مقوله مانند مقولات فعل و انفعال و متى و بعضى از اقسامِ كم مانند زمان ، ذاتاً داراى سيلان و تدريج بود