تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
صد كه بر آب وارد مىشود صد نوع ، ماهيت مستقل است . اما بنابر نظر اشراقىها تمام درجات حرارت موجود در آب داراى يك ماهيت نوعى مىباشد ، لكن داراى صد مرتبهء متفاوت است . همان تفاوتى كه در نور و مراتب تشكيكى آن با حفظ وحدت نوعى وجود دارد .

توجيه نادرستى براى علّتِ حركت در عَرَض و جواب آن

متن وأمّا ما وجّهوا به ما يعتري هذه الأعراض . . . إلى ما هو متجدّدٌ بالذات . ترجمه ( كسانى كه حركت در جوهر را قبول ندارند ) در توجيه حركت در عَرَض در عين ثبات علت آن ، خواه طبيعت جوهرى باشد يا چيز ديگر ، گفته‌اند كه تغيير و دگرگونى در اعراض به جهت عواملى است كه از خارج به آن ضميمه مىگردد . مانند مراتب نزديكى و دورى نسبت به غايت در حركت‌هاى عرضى يا برخورد با موانع يا وجود عوامل مُعدّ و تقويت كننده ، خواه قوى يا ضعيف در حركت‌هاى قسرى و نيز اراده‌هاى جزئى كه در هر حدى از حدود مسافت در حركات ارادى به وجود مىآيد . ( اينها همه ، عوامل اصلى حركات و تغييرات در اعراض مىباشند ) در پاسخ گفته مىشود كه نقل سخن به تجدّد آن امور جزئى كه موجب حركت مىشوند مىكنيم و مىگوييم آن تجدّدها از كجا به وجود آمدند . ناگزير آنها بايد به تجّددهاى جوهرى ذاتى منتهى گردند . شرح كسانى كه حركت در جوهر را قبول ندارند با اذعان و اعتراف به اين مطلب كه علت پديدهء متغيّر ، خود نيز متغيّر است بايد براى حركت‌هاى عرضى توجيهى عقل پسند بياورند ؛ زيرا از يك سو حركت در جوهر را قبول ندارند و طبعاً حركت در اعراض را به حركت در جواهر مستند نمىدانند . از سوى ديگر اعتراف دارند كه پديدهء متغيّرى ، مانند عرض ناگزير بايد به علتى كه آن نيز متغيّر است منتهى گردد ؛ لذا