تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
مىكند پيدا مىنمايد . لازمهء ملاحظهء حركت به اين معنا ، آن است كه حركت هم چون مسافت به اجزاء كوچك‌تر ، قابل تقسيم باشد و هيچ جزئى از اين ماهيت سيّال با جزء قبلى و بعدى آن جمع نگردد و تدريج در نهاد آن نهفته باشد . از مجموع آن چه گذشت نتيجه مىگيريم كه حركت را در خارج همچون متحرك ، دو گونه مىتوان ملاحظه كرد : يكى وسط قرار گرفتن آن بين آغاز و انجام ، كه اين يك مفهوم بسيط و غير قابل تجزيه است و ديگرى وسط قرار گرفتنى كه هر جزئى از حركت ، نسبتى با حدى از مسافت ، كه در آن طى طريق مىكند پيدا نمايد . طبيعتاً در اين فرض براى حركت ، حدود و اجزاء پيدا مىشود همانطور كه براى مسافت ، چنين چيزى يافت مىشود . حركت به اين لحاظ ، مركب از اجزاء و حقيقتِ قابل تجزيه است و چون هر جزئى از آن فعليت حالت سابق و قوهء حالت لا حق است ، سيلان و تقضّى در نهاد آن وجود دارد .

حركتِ توسطيّه و قطعيّه هر دو در خارج موجودند

متن والإعتباران جميعاً موجودان في الخارج . . . و إلّاكانت ثابتةً لا سيّالة ، هذا خلْفٌ . ترجمه اين دو اعتبار هر دو به دليل انطباقشان بر خارج ، در خارج موجود هستند ؛ به اين معنا كه براى حركت ، نسبتى به مبدأ و منتها هست كه بدين ملاك ، قابل انقسام و سيلان نيست و نسبتى به مبدأ و منتها و حدود مسافت پيدا مىكند كه به اين ملاحظه مقتضى سيلان و انقسام است . و اما « 1 » آن چه كه
هامش
( 1 ) . يا دفع دخل است از اين اشكال كه چگونه حركت ( حركت قطعيه ) سيالةالوجود است با اين‌كه ما او رامجتمعةالاجزاء درك مىكنيم و يا اشاره است به آن چه شيخ‌الرئيس در فصل اول از مقالهء دوم از فن اول از طبيعيات شفاء آورده ، زيرا او به طور كلى انكار كرده است حركت قطعيه را در خارج در حالى كه تعليل آورده به اين كه در خارج امر متصل ممتد بين مبدأ و منتها در هيچ حالى وجود ندارد ، نه وقتى متحرك در مبدأ است نه در آخر و نه در وسط ، زيرا در اول هنوز موجود نشده و در آخر آن باطل گشته و در وسط بخشى از آن موجود نيست و بخش ديگر آن باطل شده از اين رو او در قوهء خيال فقط موجود است