قوّهء خيال از صورت حركت مىسازد - بدين ترتيب كه از حركت ، دريافت حدّى پس از حدّ ديگر مىكند و آنها را به صورت يك حقيقت متصلى كه اجزاء آن مجتمع هستند در مىآورد - / يك امر ذهنى بوده كه در خارج وجود ندارد ؛ زيرا اجتماع اجزاء حركت ، در صورتى كه براى آن اجزاء فرض شود ، امر ناممكنى است ؛ و گرنه حقيقتِ حركت يك امر ثابت و غير سيّال خواهد بود و اين خلاف فرض است .
شرح
حكما اختلاف كردهاند كه كدام يك از اين دو معنا براى حركت در خارج وجود دارند . برخى گفتهاند كه حركت توسطيّه در خارج وجود دارد ولى حركت قطعيّه وجود ندارد . و برخى عكس آن را گفتهاند ؛ يعنى گفتهاند كه حركت قطعيّه در خارج وجود دارد اما حركت توسطيّه در خارج وجود ندارد و هر كدام براى ادعاى خود دليلى ذكر كردهاند . مقصود از گفتار فوق اين نيست كه دو نوع حركت در خارج وجود دارد ، بلكه مقصود آن است كه براى حركت دو معنا وجود دارد ، يكى حركت به معناى قطعيّه و ديگر به معناى توسطيّه .
مؤلف حكيم رحمه الله مىفرمايند : هر دو معنا براى حركت در خارج وجود دارد ؛ به دليل آنكه هر يك از اين دو معناى حركت بر خارج قابل انطباق است . هم در خارج حركت به معناى حقيقتى كه بين مبدأ و منتها قرار دارد و به اين ملاك ، يك مفهوم بسيط و غير قابل تقسيم به نام « حركت توسطيّه » است وجود دارد و هم حركت به معناى حقيقتى كه بين مبدأ و منتها قرار دارد و هر جزء آن نسبتى به حدود مسافت دارد در خارج وجود دارد كه آن را « حركت قطعيّه » مىناميم . در اين ملاحظه به دليل نسبتى كه بين اجزاء حركت و بين حدود مسافت وجود دارد كشف مىگردد كه حركت ، امر قابل
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٩٨