آرى عقلا در قوانين اجتماعى بين فعل اختيارى و اجبارى به جهت حفظ مصالح اجتماع و رعايت قوانينى كه مدح و ذم و ثواب و عقاب را از پى مىآورد فرق گذاردهاند .
پس انقسام فعل به اختيارى و اجبارى انقسام اعتبارى است نه حقيقى .
شرح
در پايان مؤلف چنين نتيجه مىگيرد كه فاعل بالجبر از آن رو كه شخص فاعل درمثال مذكور قيام را انتخاب مىكند فاعل بالقصد مىباشد و ماهيتاً با فاعل بالقصد مباينتى ندارد . همانند آن جا كه اگر مجبر در ميان نبود و ضرورتاً و به حسب شرايط طبيعى شخص ناگزير بود جانب فعل را برگزيند و از زير ديوار بلند شود اين فعل ، فعل اختيارى بود در مورد فعل اجبارى هم فاعل ، قيام را از روى قصد خود انتخاب مىكند . بنابراين او فاعل بالقصد است .
البته اين سخن تحليل حقيقى مطلب است لكن در قوانين اجتماعى براى هر يك از فعل اجبارى و اختيارى احكامى را وضع كردهاند و بر اساس هر كدام ، حكمى از مدح و ذم و ثواب و عقاب بيان نمودهاند . لكن اين ، مربوط به احكام حقوقى و جزايى است كه آنها را احكام اعتبارى مىنامند نه حقيقى و تحليلى و فلسفى .
فاعل بالعنايه نيز داخل در فاعل بالقصد است
متن
ويظهر أيضاً أنّ الفاعل بالعناية من نوع الفاعل . . . في مكانه ، فلا يسقط .
ترجمه
و نيز آشكار مىشود كه فاعل بالعنايه از نوع فاعل بالقصد است ؛ زيرا تصور سقوط از كسى كه مثلًا بر شاخهء مرتفعى ايستادهاست علم واحدى است ميان خائفى كه تصور سقوط بر او غلبه كرده او را ساقط مىكند و ميان كسى كه به سبب تكرار عمل به قيام بر آن عادت كرده نمىترسد و سقوط نيز نمىكند ، مانند بنايى كه بر سطح فوقانى ساختمانها و ديوارهاى مرتفع مىباشد .