تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
حال كه پاسخ متكلمين داده‌شد اين سؤال باقى مىماند كه بالأخره عالم حادث است يا قديم ؟ در جواب مىگوييم عالم مجردات فوق زمان هستند و حدوث زمانى در آنها راه ندارد و نيز خلق اصل عالَم ماده ، حادث زمانى نيست ؛ زيرا زمان متأخر و معلول عالم ماده‌است و معنا ندارد چيزى كه متأخر از عالَم ماده‌است بر عالَم ماده تقدم يافته ملاك حدوث زمانى آن گردد . پس نحوهء حدوث ماده و زمانى كه از او پديد مىآيد حدوث ديگرى است كه در جاى خود بحث شده‌است . ميرداماد بر حدوث دهرى اصرار دارد . اما پديده‌هاى جديد پس از خلق اصل عالم ماده كه هر روز نو به نو مىرسد اينها همه حادث به حدوث زمانى هستند و مسبوق به زمان مىباشند .

آيا زمان امر موهوم است ؟

متن وقد استشعر بعضهم بالإشكال ، فدفعه بدعوى . . . الحدوث الزمانيّ حقيقةً . ترجمه برخى به اشكال فوق توجه نموده ، اين گونه پاسخ داده‌اند كه زمان امر اعتبارى و وهمى است و موجوديتى ندارد . اين جواب مردود است ، زيرا ادعاى اين كه زمان امر اعتبارى و وهمى است خود اعترافى است به عدم حدوث زمانى حقيقتاً . شرح چون نظريهء حدوث زمانى عالم منجر به تناقض و « تقدّم شىء على نفسِه » مىشد برخى براى فرار از اين محذور گفته‌اند زمان كه حقيقت خارجى ندارد بلكه صرفاً يك امر موهوم و پندارى است . بنابراين اگر قائل به حدوث زمانى عالم شديم لازم نمىآيد كه زمان بر عالم - كه از جمله اجزاى آن زمان است - مقدم شود تا محذور تناقض و تقدم شىء على نفسه پيش آيد زيرا زمان يك امر وهمى و پندارى بيش نيست .
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 160 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى