تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و جمله : * ( « أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ » ) * تفسير جمله * ( « لِي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ » ) * است . * ( « وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ » ) * استفهام در اين آيه استفهام انكارى است ، يعنى آيا تو اى پيامبر مىتوانى سخن حق را به كسى كه كر است بشنوانى ؟ و جمله * ( « وَلَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ » ) * قرينه است بر اينكه منظور از كرى حالتى در مقابل تعقل آن معنايى است كه كلام بر آن دلالت دارد ، و چون تعقل را شنوايى قلب مىنامند بنا بر اين كسى كه اين تعقل را ندارد كر مىگويند . و معناى آيه اين است : بعضى از اين مردم سخن تو را گوش مىدهند و مىشنوند در حالى كه كرند ، يعنى گوش دلهايشان نمىشنود ، و تو قادر نيستى سخنت را به مردمى كه گوش دل ندارند بشنوانى . * ( « وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ أفَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كانُوا لا يُبْصِرُونَ » ) * سخن در اين آيه نظير آيه قبل است ، مىفرمايد : و بعضى از آنان به تو نگاه مىكنند ولى تو را بدانگونه كه فرستاده اى از ناحيه خداى تعالى هستى نمىبينند ، و آيا تو مىتوانى كور را هدايت كنى ؟ هر چند كه چشم دلشان از ديدن حقايق كور باشد ؟ * ( « إِنَّ اللَّه لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَلكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ » ) * اين آيه اشاره دارد به اينكه اين طائفه كه از شنيدن و ديدن محرومند به خاطر اين است كه دچار كرى و كورى دلند و اين كرى و كوريشان مستند به خودشان است ، چون از آثار ظلمى است كه خودشان به خود كردند و خداى تعالى با سلب گوش و چشم از آنان ظلمى به آنان نكرده ، چون هر وضعى كه به خود گرفتند از ناحيه خودشان بوده .
* ( « وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ يَتَعارَفُونَ بَيْنَهُمْ . . . » ) * از ظاهر آيه بر مىآيد كه كلمه « يوم » ظرف باشد براى جمله * ( « قَدْ خَسِرَ . . . » ) * و جمله * ( « كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً . . . » ) * حال باشد از ضمير جمع در جمله « يحشرهم » و جمله * ( « يَتَعارَفُونَ بَيْنَهُمْ » ) * حال دومى است كه بيانگر حال اول است . و معناى آيه اين است : آنها كه لقاء اللَّه در روز قيامت را تكذيب كردند ، روزى كه در آن روز زندگى دنيا در نظرشان اندك و ناچيز مىنمايد همه زندگى دنيا را يك ساعت از يك روز مىشمارند ، و در عين حال يكديگر را مىشناسند بدون اينكه فراموش كرده باشند . بعضى از مفسرين گفته‌اند : جمله * ( « كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا » ) * صفت است براى كلمه « يوم » و معناى آيه اين است : « روزى كه به نظرشان مىرسد فاصله بين دنيا و آخرت بيش از ساعتى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 97 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى