و از آيه شريفه « فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ » « 1 » بر مىآيد كه غير از خسف و غير از سنگباران شدن ، عذاب صيحه نيز بر آنان نازل شده حال وضع چگونه بوده و چرا سه جور عذاب بر آنان نازل شده با اينكه براى نابوديشان يكى از آنها كافى بوده خدا مىداند ، ولى بر حسب تئورى و فرض مىتوان احتمال داد كه در نزديكى آن سرزمين كوهى بلند بوده كه آتشفشان شده و در اثر انفجارش صدايى مهيب برخاسته و در اثر شدت فوران ، سنگها بر سر قريه باريدن گرفته و زلزله بسيار مهيبى رخ داده كه زمين زير و رو شده است ، و خدا داناتر است .
* ( « وَما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ » ) * بعضى « 2 » گفتهاند منظور از ظالمين ، ستمكاران اهل مكه و يا مشركين از قوم رسول خدا ( ص ) هستند ، و جمله مورد بحث مىخواهد آنان را تهديد كند و معناى آن اين است كه باريدن چنين سنگهايى بر ستمكاران مكه بعيد نيست و يا معنايش اين است كه اين قريه هاى قوم لوط كه خسف شدند از ستمكاران مكه دور نيست و فاصله زيادى ندارد چون در سر راه مكه به شام واقع است ، هم چنان كه در جايى ديگر در همين باره فرموده : « وَإِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ » « 3 » و باز در جايى ديگر فرموده : « وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِمْ مُصْبِحِينَ وَبِاللَّيْلِ أفَلا تَعْقِلُونَ » « 4 » .
مؤيد اين قول اين است كه سياق گفتار در اول آيه سياق متكلم مع الغير بود و مىفرمود :
امر ما آمد و ما قريه را زير و رو كرديم و ما آن را سنگباران نموديم ، ولى در اينجا ناگهان سياق را به غيبت برگردانيد يعنى خداى تعالى را غايب فرض كرد و فرمود : سنگهايى كه نزد پروردگارت نشاندار بودند و نفرمود : سنگهايى كه نزد ما نشاندار بودند . و اين تغيير دادن سياق بدون نكته نبوده پس گويا خواسته است زمينه را براى تهديد آماده سازد و يا داستان را به جايى منتهى كند كه به احساس مخاطبين نزديكتر گشته و ( بفرمايد همين آثار باستانى كه بين سرزمين شما و سرزمين شام پاى بر جا است و صبح و شام آن را مىبينيد آثار باستانى آن قوم است ) تاثيرش در تماميت حجت عليه مشركين قويتر باشد .
و چه بسا مفسرينى احتمال دادهاند كه مراد ، تهديد عموم ستمكاران باشد و بخواهد بفرمايد بارش سنگ از ناحيه خداى تعالى بر گروه ستمكاران كه طايفه اى از آنها قوم ستمكار لوط بودند چيز بعيدى نيست و نكته التفات در جمله « عند ربك » هم براى اين باشد كه از
هامش
( 1 ) سوره حجر ، آيه 73 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 185 ، چاپ ايران .
( 3 ) آن قريه هنوز بر سر راه ، پاى بر جا است . « سوره حجر ، آيه 76 »
( 4 ) و شما صبح و شام بر آن قوم گذر مىكنيد آيا باز هم عقل خود را به كار نمىاندازيد ؟ . « سوره صافات ، آيه 137 و 138 »