امام سپس فرمود : مردم شهر جلو درب خانه لوط از يكديگر سبقت گرفته براى داخل شدن در خانه او به طرف در حمله ور شدند تا اينكه درب را شكستند و لوط را كه تا آن لحظه به دفاع پرداخته بود به زمين انداختند جبرئيل به لوط گفت : ما فرستادگان پروردگار تو هستيم ، آنها به تو نخواهند رسيد ، سپس مشتى ماسه از كف رودخانه گرفت و به طرف صورتهاى آن قوم پرتاب كرد و گفت : كور شوند اين روىها ، پس همه اهل شهر نابينا شدند لوط به آنان گفت :
اى رسولان پروردگار من به چه كار بدينجا آمدهايد و پروردگارم به شما در باره اين قوم چه ماموريتى داده ؟ گفتند : ما را مامور فرموده تا آنان را در هنگام سحر بگيريم ( و به عذاب گرفتار سازيم ) . لوط گفت : پس من يك حاجت به شما دارم . پرسيدند : حاجتت چيست ؟ گفت :
حاجتم اين است كه همين الان آنها را بگيريد براى اينكه مىترسم براى خدا در مورد آنان بدايى حاصل شود و از هلاك كردنشان صرف نظر كند . گفتند : اى لوط موعد هلاك كردن آنان صبح است و مگر صبح براى كسى كه مىخواهد آنان را بگيرد نزديك نيست ؟ تو در اين فرصت دست دخترانت را بگير و برو و همسرت را بگذار بماند . امام ابو جعفر ( ع ) سپس فرمود : خدا رحمت كند لوط را اگر مىدانست آنان كه در داخل خانه اش بودند چه كسانى هستند هرگز دلواپس نمىشد و مىدانست كه آنان به يارى وى آمدهاند ولى چون آگاه نبود از در حسرت گفت : « * ( لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ ) * - اى كاش به وسيله شما نيرويى برايم حاصل مىشد و يا پناهگاهى ايمن مىداشتم تا بدانجا پناهنده مىشدم » و چه ركن و پناهى محكمتر از جبرئيل كه در خانه با او بود ؟ و معناى اينكه خداى عز و جل به محمد ( ص ) فرمود : * ( « وَما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ » ) * اين است كه چنين عذابى كه بر قوم لوط نازل شد از ظالمان امت تو نيز اگر همان گناه را مرتكب شوند كه قوم لوط مرتكب مىشدند دور نيست ، و رسول خدا ( ص ) در باره اين عمل شنيع فرمود : كسى كه بر عمل « وطى رجال » اصرار بورزد نخواهد مرد مگر بعد از آنكه مبتلا به اين بيمارى شود كه مردان را به سوى خود دعوت كند . « 1 »
مؤلف : اين روايت از نظر لفظ ، خالى از مختصر تشويش و اضطراب نيست و در اين روايت عدد نفرات ملائكه را سه نفر دانسته در حالى كه در بعضى از روايات ، مانند روايتى كه در باب قبلى از ابى يزيد حمار از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل شد عدد فرشتگان را چهار نفر دانسته و چهارمى آنان را كروبيل دانسته ، و در بعضى از رواياتى كه از طريق اهل سنت نقل شده
هامش
( 1 ) فروع كافى ، ج 5 ، ص 544 ، چاپ ايران .