تحويل مىداد و هيچ صغير و كبيرى نمىماند كه در آن روز از شير آن ننوشد و چون شب تمام مىشد صبح كنار آن آب مىرفتند و آن روز را از آن آب استفاده مىكردند و شتر هيچ از آن نمىنوشيد مدتى - كه خدا مقدار آن را مىداند - بدين منوال گذراندند .
و بار ديگر سر به طغيان برداشته ، دشمنى با خدا را آغاز كردند ، نزد يكديگر مىشدند كه بياييد اين ناقه را بكشيم و چهار پايش را قطع كنيم تا از شر او راحت بشويم ، چون ما حاضر نيستيم آب محل يك روز مال او باشد و يك روز از آن ما ، آن گاه گفتند : كيست كه كشتن او را به گردن بگيرد و هر چه دوست دارد مزد دريافت كند ؟ مردى احمر ( سرخ روى ) و اشقر ( مو خرمايى ) و ازرق ( كبود چشم ) كه از زنا متولد شده و كسى پدرى برايش نمىشناخت به نام « قدار » كه شقيى از اشقياء بود و در نزد قوم ثمود معروف به شقاوت و شئامت بود ، داوطلب شد اين كار را انجام دهد ، مردم هم مزدى برايش معين كردند .
همين كه ماده شتر متوجه آب شد ، « قدار » مهلتش داد تا آبش را بنوشد ، حيوان بعد از آنكه سيراب شد و برگشت « قدار » كه در سر راهش كمين كرده بود برخاست و شمشيرش را به جانب آن ناقه فرود آورد ولى كارگر نيفتاد ، بار ديگر فرود آورد و او را به قتل رساند ، ناقه به پهلو به زمين افتاد و بچه اش فرار كرد و به بالاى كوه رفت و سر خود را به سوى آسمان بلند كرد و سه بار فرياد بر آورد .
قوم ثمود از ماجرا خبردار شدند همه سلاحها را برگرفتند و كسى از آن قوم نماند كه ضربتى به آن حيوان نزند و آن گاه گوشت او را بين خود تقسيم كردند و هيچ صغير و كبيرى از آنان نماند كه از گوشت آن حيوان نخورده باشد .
صالح چون اين را ديد به سوى آنان رفت و گفت : اى مردم ! انگيزه شما در اين كار چه بود و چرا چنين كرديد و چرا امر پروردگارتان را عصيان نموديد ؟ آن گاه خداى تعالى به وى وحى كرد كه قوم تو طغيان كردند و از در ستمكارى ناقه اى را كه خداى تعالى به سوى آنان مبعوث كرده بود تا حجتى عليه آنان باشد ، كشتند با اينكه آن حيوان هيچ ضررى به حال آنان نداشت و در مقابل ، عظيمترين منفعت را داشت ، به آنان بگو كه من عذابى به سوى آنان خواهم فرستاد و سه روز بيشتر مهلت ندارند اگر توبه كردند و به سوى من بازگشتند من توبه آنان را مىپذيرم و از رسيدن عذاب جلوگيرى مىكنم و اگر هم چنان به طغيان خود ادامه دهند و توبه نكنند و به سوى من باز نگردند عذابم را در روز سوم خواهم فرستاد .
صالح نزد آنان آمد و فرمود : اى قوم ! من از طرف پروردگارتان پيامى برايتان آوردهام ، پروردگارتان مىگويد ، اگر از طغيان و عصيان خود توبه كنيد و به سوى من بازگشته ، از من طلب
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 469
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٦٩