و مراد از اينكه فرمود : « * ( تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ) * - در شهر خود تمتع كنيد » عيش و تنعم در حيات و زندگى دنيا است ، چون خود حيات دنيا متاع است ، يعنى مايه تمتع است . ممكن هم هست منظور تمتع از خود حيات نباشد بلكه كامگيرى از انواع نعمتهايى باشد كه در شهر براى خود فراهم كرده بودند از قبيل پاركها و مناظر زيبا و اثاثيه قيمتى و خوراكىها و نوشيدنىهاى لذيذ و آزادى و افسار گسيختگى در پيروى هواهاى نفسانى .
جمله * ( « ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ » ) * اشاره است به جمله « تمتعوا . . . » و * ( « وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ » ) * بيان آن تمتع است .
* ( « فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً . . . » ) *
تفسير قسمتى از اين آيه يعنى جمله * ( « فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه بِرَحْمَةٍ مِنَّا » ) * در نظير همين آيه در داستان هود ( ع ) گذشت .
و اما قسمت ديگرش كه مىفرمايد : * ( « وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ » ) * معطوف است بر جمله اى كه حذف شده و تقدير كلام : « نجيناهم من العذاب و من خزى يومئذ » است ، و كلمه « خزى » به معناى عيبى است كه رسواييش برملا گردد و مرتكب آن از فاش كردن كار خود احساس شرم كند . ممكن هم هست تقدير كلام چنين باشد : « و نجيناهم من القوم و من خزى يومئذ - ما صالح و گروندگان او را از شر آن قوم و از رسوايى امروز نجات داديم » ، همانطور كه از همسر فرعون نقل كرده كه گفت : « وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » « 1 » .
و جمله * ( « إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ » ) * در موضع تعليل است براى مضمون صدر آيه و در اين جمله التفاتى از تكلم مع الغير در « نجينا - نجات داديم » به غيبت به كار رفته است ، در آن جمله خداى تعالى به عنوان متكلم آمده بود و در اين جمله غايب به حساب آمده ، و در نظير اين آيه در آخر داستان هود نيز اين التفات به كار رفته بود آنجا كه مىفرمود : * ( « أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ » ) * و در آن ، خداى تعالى غايب فرض شده ، با اينكه در دو آيه قبلش متكلم به حساب آمده بود و وجه اين التفات اين است كه خداى تعالى غايب فرض بشود ، تا صفات ربوبيتش ذكر شود و به خلق بفهماند كه از زى عبوديت خارجند و به ربوبيت پروردگار كفر ورزيده و نعمتهاى او را كفران كردهاند .
* ( « وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ » ) * كلمه « جاثمين » جمع اسم فاعل از مصدر « جثوم » است بر وزن جلوس ، و جثوم به
هامش
( 1 ) پروردگارا مرا از شر قوم ستمكار نجات بده . « سوره تحريم ، آيه 11 »