تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
( ع ) است و معنايش اين است كه اى قوم من ! بدانيد كه من از كار دعوتم ، از شما مزد و پاداشى نمىخواهم تا مرا متهم كنيد به اينكه دعوت خود را بهانه كرده تا با آن وسيله ما را بدوشد ، او فكر منافع خودش است هر چند كه نفعش مايه ضرر ما باشد و در عين حال كارم بدون اجر هم نيست تا بگوييد بيهوده خود را به زحمت افكنده بلكه كارم پاداش دارد و پاداش آن نزد خدايى است كه مرا پديد آورده و از عدم محض ايجاد كرده ، آيا باز هم به عقل خود بر نمىگرديد و آن را براى درك گفتار من به كار نمىزنيد تا براى شما معلوم شود كه من در دعوتم خير خواه شما هستم و جز اين هدفى ندارم كه شما را به حق وادار مىكنم ؟
* ( « وَيا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً . . . » ) * در سابق يعنى در اول سوره پيرامون معناى جمله * ( « اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه » ) * بحث كرديم . و جمله * ( « يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً » ) * موقعيت جزاء فعل شرط سابق را دارد چون جمله سابق كه مىفرمايد : « استغفروا . . . » هر چند به صورت امر است و ليكن در معناى جمله شرطيه است و مىخواهد بفرمايد : « ان تستغفروا . . . » يعنى اگر از خداى تعالى طلب مغفرت كنيد و به سوى او برگرديد او از آسمان براى شما رحمت فراوان مىفرستد . و مراد از كلمه « سماء » ابر آسمان است نه خود آن ، و اگر ابر را آسمان خوانده از اين بابت است كه كلمه « سماء » به معناى هر چيزى است كه بالاى سر ما قرار گرفته و بر ما سايه افكنده باشد . بعضى « 1 » هم گفته‌اند : تقدير آيه : « مطر السماء » است و يا مراد از كلمه « سماء » ، مطر ( باران ) است و اين تعبير در استعمال شايع است . و كلمه « مدرارا » مبالغه از مصدر « در - ريزش » است و مورد استعمال اصلى در خصوص شير پستان بود بعدها در مورد باران نيز به عنوان استعاره استعمال شده ، چون هر دو ، يعنى هم شير و هم باران نفع و فايده دارد پس « ارسال سماء مدرارا » به معناى فرستادن ابرى است كه چون پستان حيوانات ، بارانهاى پى در پى و مفيد ببارد بارانى كه زمين به وسيله آن زنده شود و زراعتها و گياهان برويند و باغها و بستانها سبز و خرم گردند . * ( « وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ » ) * - بعضى « 2 » از مفسرين گفته‌اند : مراد از اين زياد كردن قوت ، زيادتى در نيروى ايمان بر نيروى بدنها است يعنى اگر چنين كنيد ما نيروى شما را دو چندان مىكنيم يكى نيروى بدن و يكى هم نيروى ايمانتان را چون مردم قوم هود نيروى بدنى
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 3 ، جزء 11 ، ص 170 ، تفسير المنار ، ج 12 ، ص 115 . ( 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 12 ، ص 81 .