تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
« إِنَّ هذِه أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ » « 1 » . و نيز فرموده : « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثى وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّه أَتْقاكُمْ » « 2 » . اين اجمال سخن بود و تو خواننده محترم مىتوانى با مطالعه بحثهاى متفرقى كه در اين كتاب آمده به تفصيل سخن در اطراف آن را به دست آورى و اللَّه المستعان .
4 - پاسخ به يك شبهه
چه بسا اشخاصى اينطور بپندارند اينكه در ادعيه ، رسول خدا ( ص ) و آل معصومينش ( ص ) شفيع قرار داده شده‌اند و به حق آنان از خداى تعالى درخواست شده و همچنين زيارت قبور آن حضرات و بوسيدن ضريحشان و تبرك جستن به تربتشان و تعظيم آثارشان همه مصاديقى است از شركى كه در شرع از آن نهى شده و همان شرك وثنيت است ، و استدلال كرده‌اند به اينكه اين گونه توجيه عبادى در حقيقت قائل شدن به تاثير ربوبى براى غير خداى تعالى است و اين خود شرك است ، و مگر بتپرستان چه مىكردند ؟ آنها نيز مىگفتند : اين بتها شفعاء ما در درگاه خداى سبحانند و ما اگر بتها را مىپرستيم براى اين منظور است كه ما را قدمى به درگاه خدا نزديك سازند . و چه فرق است در پرستش كردن غير خدا بين اينكه آن غير خدا پيغمبرى باشد و يا وليى از اولياى خدا باشد و يا جبارى از جباران و يا غير ايشان ، همه اين پرستشها شركى است كه در شرع از آن نهى شده . ليكن اين اشخاص از چند نكته غفلت كرده‌اند : اول اينكه ثبوت تاثير براى غير خدا چه تاثير مادى و چه معنوى ضرورى است و نمىتوان آن را انكار كرد ، خود خداى تعالى در كلام مجيدش تاثير را با همه انواعش به غير خداى تعالى نسبت داده و مگر ممكن است غير اين باشد ؟ با اينكه انكار مطلق آن ابطال قانون عليت و معلوليت عمومى است كه خود ركنى است براى همه ادله توحيد ، و ابطال قانون مذكور ، هدم بنيان توحيد است . آرى ، آن تاثيرى كه خداى تعالى در كلام مجيدش از غير خداى تعالى نفى كرده تاثير استقلالى است كه هيچ موحدى در آن سخنى ندارد ، هر مسلمان موحدى مىداند كه هندوانه و
هامش
( 1 ) اينكه اين امت شما ، امتى است واحده و من پروردگار همه شمايم پس همگى مرا بپرستيد . « سوره انبياء ، آيه 92 » ( 2 ) هان اى مردم ، ما همه شما را از يك مرد و زن بيافريديم و اگر طايفه طايفه تان كرديم براى اين بود كه يكديگر را بشناسيد ( و نه به خاطر امتيازى باشد كه در بعضى بر بعضى موجود باشد ) كه همانا گرامىترين شما نزد خدا با تقواترين شما است . « سوره حجرات ، آيه 13 »