عبادت مىكنند .
و من نمىفهمم اين آقايان در باره حجر الاسود و استحباب بوسيدن آن و دست ماليدن به آن را در اسلام چگونه توجيه مىكنند ؟ و همچنين در باره خود كعبه چه مىگويند ؟ آيا طواف پيرامون كعبه و بوسيدن و استلام حجر شركى است كه در اسلام استثناء نشده ؟ - كه مساله شرك ، حكم ضرورى عقلى است و قابل تخصيص و استثناء نيست - و يا مىگويند : اين كار فقط عبادت خدا است ( و كعبه ) و حجر الاسود حكم طريق و جهت را دارد ؟ اگر اين را مىگويند ، از ايشان مىپرسيم پس چه فرقى بين سنگ كعبه و بين غير آن هست ؟ اگر تعظيم غير خدا بر وجه استقلال دادن به آن غير نباشد و جنبه پرستش نباشد ، چرا شرك شمرده شود ؟ و تمامى روايات و آياتى كه بطور مطلق به تعظيم شعائر الهى و تعظيم رسول خدا ( ص ) و دوست داشتن آن جناب و مودت با حضرتش و حب اهل بيتش و مودت آنان سفارش كرده و همچنين سفارشات ديگرى از اين قبيل ، سفارشهايى است كه بجا و هيچ اشكالى در آنها نيست .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 439
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٣٩