تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
قيامت خواهند آمد منت داشته و همه مرهون اويند ، و به همين جهت است كه خداى عز و جل او را به سلامى عام اختصاص داده و هيچ كس ديگر را در آن سلام شريك وى نساخت و فرمود : « سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ » « 1 » . و باز به همين جهت است كه خداى عز و جل او را از همه عالميان برگزيد و از نيكوكارانش شمرد « 2 » ، و او را عبدى شكور خواند « 3 » ، و او را از بندگان مؤمن خود دانست « 4 » ، و او را عبدى صالح خواند « 5 » . و آخرين دعايى كه خداى تعالى از آن جناب نقل فرموده اين است كه به درگاه پروردگارش عرضه داشت : « رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَباراً » « 6 » .

4 - داستان نوح ( ع ) در تورات فعلى

در تورات در « اصحاح ششم از سفر تكوين » در باره آن جناب چنين آمده كه وقتى مردم در روى زمين زاد و ولد را شروع كردند و دخترانى برايشان پيدا شد ، پسران خدا - كه منظور پيغمبران هستند - ديدند دختران مردم زيبايند لا جرم از آن دختران هر چه را اختيار مىكردند همسر خود مىساختند . رب - يعنى خداى تعالى - گفت روح من در انسان دائما داورى نخواهد كرد زيرا كه او نيز بشر است - آزاد است و اراده دارد - و روزگار او به صد و بيست سال رسيده بود ، و در زمين طاغوتها در آن ايام بودند - هم چنان كه بعد از آن نيز بوده‌اند - چون فرزندان خدا ( انبياء ) داخل بر دختران مردم شدند و دختران براى آنان اولاد آوردند ، و جبارانى پديد آمد كه از همان روزگاران نخستين اسم داشتند . و چون رب ديد شر انسان در زمين زياد شد و تمامى خاطرات فكرى قلب بشر همه روزه
هامش
( 1 ) سلام بر نوح در همه ادوار عالم بشريت تا روز قيامت . « سوره صافات ، آيه 79 » ( 2 ) سوره انعام ، آيه 84 و سوره صافات ، آيه 80 . ( 3 ) سوره اسرى آيه 3 . ( 4 ) سوره صافات ، آيه 81 . ( 5 ) سوره تحريم ، آيه 10 . ( 6 ) بارالها مرا و پدر و مادرم را و عموم كسانى كه با داشتن ايمان به خانه من در مىآيند و عموم مؤمنين و مؤمنات را بيامرز ، و در باره ستمگران به جز تبار و هلاكت ميفزا . « سوره نوح ، آيه 28 »