تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
دنيوى نداشته با اين حال خداى تعالى او را نهى مىكند از اينكه دل به دنيا بدهد ، و مىفرمايد : « لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِه أَزْواجاً مِنْهُمْ » « 1 » و حاشا از رسول خدا ( ص ) كه حب دنيا را در دل خود جاى داده و مفتون زر و زيور آن شده باشد .
تنها چيزى كه نهى در صحت تعلقش نياز دارد اين است كه آن فعلى كه نهى ، متعلق به آن مىشود فعلى اختيارى باشد و ممكن باشد كه مكلف انجامش دهد ، و آنچه از اين گونه افعال كه انبياء از انجام آن نهى شده‌اند با اينكه معصوم از گناه هستند تنها جنبه تسديد از ناحيه غيب دارد ، آرى عصمت و تسديد اين است كه خداى سبحان مراقب اعمال آن حضرات باشد هر گاه به صحنه اى نزديك شوند كه انسان در آن صحنه خطر لغزش دارد آنان را متوجه راه صحيح و وجه صواب آن صحنه بسازد ، و به سوى سداد و التزام طريق عبوديت بخواند ، اين همان معنايى است كه آيه شريفه زير ، آن را به پيامبر اسلام خاطر نشان مىكند و مىفرمايد : « وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً » « 2 » و به آن جناب خبر مىدهد كه او وى را ثبات قدم داد ، و نگذاشت به ركون و اعتماد كردن به كفار نزديك شود ، تا چه رسد به اينكه ركون كند . و نيز در جايى ديگر خطاب به آن جناب فرمود : « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكَ وَرَحْمَتُه لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْزَلَ اللَّه عَلَيْكَ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكانَ فَضْلُ اللَّه عَلَيْكَ عَظِيماً » « 3 » . دليل بر اينكه نهى مورد بحث يعنى جمله « فلا تسئلن » نهى از عملى است كه هنوز واقع نشده ، سخن خود نوح ( ع ) است كه بعد از شنيدن اين نهى عرضه مىدارد * ( « رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِه عِلْمٌ » ) * و اگر آن جناب قبلا درخواست بيجاى مزبور را
هامش
( 1 ) از در حسرت چشم به زر و زيورها كه ما خانواده هايى از كفار را به آن برخوردار ساختيم مدوز . « سوره حجر ، آيه 88 » ( 2 ) و اگر ما همواره تو را تسديد نكرده و ثابت قدم نمىنموديم چيزى نمانده بود كه اندكى به طرف كفار متمايل شده و اعتماد پيدا كنى . و اگر چنين مىكردى ما دو چندان عذاب زندگى و عذاب مرگ را به تو مىچشانيديم ، آن وقت هيچ كسى را نمىيافتى كه تو را بر عليه ما يارى كند . « سوره اسراء ، آيه 74 و 75 » ( 3 ) و اگر فضل و رحمت خدا بر تو نبود طايفه اى از كفار كمر همت بسته بودند كه تو را گمراه كنند ، و گمراه نمىكنند مگر خويشتن را و به تو هيچ ضررى نمىزنند ، و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرده ، و چيزهايى تعليم داده كه هرگز نمىتوانستى به آنها آگهى يا بى و فضل خدا بر تو همواره عظيم بوده است . « سوره نساء ، آيه 113 »