دنياى او را اصلاح مىكند ، از مال و جمال و جاه ، و يا بهتر شدن وضعش ، عملش آن نتيجه را مىدهد ، البته در صورتى آن نتيجه را مىدهد كه ساير اسبابى كه در حصول اين نتيجه مؤثرند مساعدت بكنند ، و عملى كه به اين منظور انجام شده نتايج أخروى را ببار نمىآورد ، زيرا فاعل آن ، قصد آن نتايج را نداشته تا آن نتايج به دستش بيايد ، و صرف اينكه عملى ممكن است و صلاحيت دارد كه در طريق آخرت واقع شود كافى نيست و رستگارى آخرت و نعيم آن را نتيجه نمىدهد ، مثلا احسان به خلق و حسن خلق ( هم مىتواند به نيت دوستيابى و جاه طلبى و نان قرض دادن انجام شود ، و هم به نيت پاداش اخروى و تحصيل خوشنودى خداى تعالى ) اگر به نيت خوشنودى خدا انجام نشود باعث اجر و پاداش اخروى و بلندى درجات نمىشود .
به همين جهت است كه مىبينيم بعد از جمله مورد بحث فرموده : * ( « أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَباطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » ) * ، و خبر داده كه آنان وقتى وارد در حيات آخرت مىشوند ، وارد در خانه اى مىشوند كه حقيقت و واقعيتش آتشى است كه تمامى اعمال دنيايى آنان را مىخورد ، آن طور كه آتش هيزم را از بين مىبرد ، خانه اى كه آنچه در نظر اين دنياپرستان زيبا و مايه خرسندى بود نابود مىسازد و آنچه را كه كردند بى نتيجه و خنثى مىنمايد . آرى دار آخرت چنين واقعيتى دارد و به همين جهت در جاى ديگر قرآن آن را « دار البوار : خانه هلاكت و نابودى » ناميده مىفرمايد : « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّه كُفْراً وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها » « 1 » . با اين بيان روشن مىشود كه هر يك از دو جمله * ( « حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها » ) * ، و * ( « وَباطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » ) * به نوعى مفسر و بيانگر جمله * ( « أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ » ) * مىباشند .
آنچه تا اينجا گفته شد دو نكته را روشن ساخت : نكته اول اينكه ، مراد از توفيه اعمال و پرداخت كامل اعمال به آنان ، پرداخت كامل نتايج اعمال آنان و رساندن آثارى است كه اعمالشان به حسب نظام اسباب و مسببات دارد ، نه آن نتايجى كه خود آنان از اعمالشان در نظر داشتند ، و به اميد رسيدن به آن نتايج ، زحمت اعمال را تحمل كردند ، دليلش هم اين است كه در اين نشاه از هر عملى آن نتيجه اى عايد صاحب عمل مىشود كه همه اسباب و عوامل دستاندركار آن عمل ، براى آن عمل معين كردهاند ، نه آن نتيجه اى كه صاحب عمل در نظر
هامش
( 1 ) آيا نديدى افرادى را كه نعمت خداى را به جاى اينكه مبدل كنند بر نعمتى آخرتى ، مبدل كردند به كفر ، و اطرافيان خود را به دار البوار كشاندند ، به جهنمى كه افروخته اش مىسازند . « سوره ابراهيم ، آيه 28 و 29 »