تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
* ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَكانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الآخِرَةِ » ) * رسول خدا ( ص ) فرمود : اما اينكه فرمود : « هُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا » منظور از بشراى دنيايى اينست كه خوابهاى خوب مىبينند ، و مؤمن از ديدن آن خوابها بشارتهايى براى زندگى دنيايى خود مىگيرد . و اما اينكه فرمود : « و فى الآخرة » بشارت آخرتى آنان ، آن بشارتى است كه مؤمن هنگام مردن مىگيرد ، كه به او مىگويند : خدا تو را آمرزيده و كسانى را هم كه تو را تا قبرت به دوش مىكشند آمرزيد . « 1 » مؤلف : در اين معنا روايات بسيارى از طرق اهل سنت رسيده و مرحوم صدوق آنها را بدون ذكر سند نقل كرده است ، و جمله « ترى للمؤمن » كه در روايت آمده به صيغه مجهول ( يعنى به ضمه تاء و الف ) خوانده مىشود ، و در نتيجه هم شامل رؤياهايى مىشود كه خود مؤمن مىبيند و هم آنچه كه ديگران در باره اش مىبينند . و اينكه فرمود : « هنگام مردن » ، در بعضى از روايات جمله ديگرى بر آن اضافه شده و آن اينست كه در روز قيامت هم بشارت به بهشت مىگيرد .
] و در مجمع البيان در ذيل جمله « هُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الآخِرَةِ » از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه در معناى بشارت داشتن در دنيا فرموده : منظور از بشارت دنيوى رؤيايى است كه مؤمن براى خود مىبيند و يا ديگران در باره اش مىبينند ، و معناى « بشارت در آخرت به بهشت » همان بشارتى است كه فرشتگان در قيامت و در همه احوال آن بعد از برخاستن مؤمنين از قبور به آنان مىدهند . « 2 » مؤلف : صاحب مجمع البيان بعد از نقل اين حديث گفته است : « اين معنا در حديثى كه از رسول خدا ( ص ) نقل شده نيز آمده است » و نظير آن از امام صادق ( ع ) نيز روايت شده و آن روايت را قمى در تفسير « 3 » خود بطور مضمر آورده ( يعنى نام امام ( ع ) را نبرده و تنها گفته است : از آن جناب ) . و در تفسير برهان از ابن شهر آشوب از زريق از امام صادق ( ع ) روايت شده كه در ذيل جمله « هُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا » فرموده : آن بشارت اينست كه هنگام مردن او را به بهشت مژده مىدهند ، يعنى محمد ( ص ) و على ( ع ) اين بشارت را به آنان مىدهند . « 4 » و در كافى به سند خود از أبان بن عثمان از عقبه روايت كرده كه او از امام صادق
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 3 ، ص 310 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 120 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 1 ، ص 314 . ( 4 ) تفسير برهان ، ج 2 ، ص 191 .