تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
لباس تقواى قيامت بهتر از لباسهاى دنيا است « 1 » . و خواننده عزيز به خوبى مىداند كه هيچ يك از اين اقوال آن طور كه بايد منطبق با سياق آيه نيست .
* ( « يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ . . . » ) * اين آيه گر چه با خطاب « يا بنى آدم » از آيات قبل جدا شده الا اينكه بر حسب معنا تتمه همان مفاد است ، به شهادت اينكه كلمه « سوآت » دوباره ذكر شده است ، و بنا بر اين معناى آن چنين مىشود : « اى بنى آدم ! بدانيد كه براى شما معايبى است كه جز لباس تقوا چيزى آن را نمىپوشاند ، و لباس تقوا همان لباسى است كه ما از راه فطرت به شما پوشانده‌ايم پس زنهار ! كه شيطان فريبتان دهد و اين جامه خدادادى را از تن شما بيرون نمايد ، همانطورى كه در بهشت از تن پدر و مادرتان بيرون كرد . آرى ، ما شيطانها را اولياى كسانى قرار داديم كه به آيات ما ايمان نياورده با پاى خود دنبال آنها به راه بيفتند » . از اينجا معلوم مىشود آن كارى كه ابليس در بهشت با آدم و حوا كرده ( كندن لباس براى نماياندن عورتهايشان ) تمثيلى است كه كندن لباس تقوا را از تن همه آدميان به سبب فريفتن ايشان نشان مىدهد و هر انسانى تا فريب شيطان را نخورده در بهشت سعادت است و همين كه فريفته او شد خداوند او را از آن بيرون مىكند . * ( « إِنَّه يَراكُمْ هُوَ وَقَبِيلُه مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ » ) * - اين جمله نهى قبلى را تاكيد نموده مىفهماند راه نجات از فتنه هاى ابليس بسيار باريك است ، زيرا وى طورى به انسان نزديك مىشود و او را مىفريبد كه خود او نمىفهمد . آرى ، انسان غير از خود كسى را سراغ ندارد كه به جانب شر دعوت و به سوى شقاوت راهنمايىاش كند . * ( « إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ » ) * - اين جمله نيز تاكيد ديگرى است براى نهى مزبور ، و چنين مىفهماند كه ولايت شيطانها در آدمى تنها ولايت و قدرت بر فريب دادن او است به طورى كه اگر از اين راه توانستند كارى بكنند بدنبالش هر كار ديگرى مىكنند ، هم چنان كه از آيه « وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشارِكْهُمْ فِي الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً ، إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَكَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا » « 2 » و آيه « إِنَّه لَيْسَ لَه سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ »
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 4 ص 409 و روح البيان ج 3 ص 148 ط بيروت و تفسير ابو الفتوح رازى ج 2 ص 383 - 382 ( 2 ) هر كس از ايشان راى توانى به آهنگ خويش بكشان و با سواره و پيادگانت بر آنان بتاز و در مالها و فرزندانشان شريك شو و وعده شان بده ، و شيطان جز به فريب به ايشان وعده نمىدهد ، تو راى بر بندگان من تسلطى نيست و پروردگار تو وكيلى است كافى . سوره اسرى آيه 65
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 87 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى