تمام اشياء نيست مگر خداى تعالى ، پس تنها او عالم به غيب است .
و ليكن از آنجايى كه سؤال كنندگان از رسول خدا ( ص ) فهم ساده و عاميانه شان قاصر از درك اين معنا بوده لذا خداى تعالى دستور داده كه جواب ايشان را طورى بدهد كه در خور فهم ايشان باشد ، و آن اين است كه بگويد : علم غيب آدمى را به تمامى خير و شرها واقف مىسازد ، و عادة معقول نيست كسى كه به همه خير و شرها اطلاع دارد از اطلاعات خود استفاده نكند ، و اگر كسى تمامى خيرات را به خود جلب نكرده و همه شرور را از خود دفع نمىكند بايد بفهميم كه قطعا علم غيب نداشته است .
پس جمله * ( « قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي » ) * در صدر آيه توصيف رسول خدا ( ص ) است از خود به نحوى كه با نتيجه داشتن علم غيب منافات داشته باشد : * ( « وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ . . . » ) * ،
بيان نتيجه داشتن علم غيب است ، تا اين دو فصل از آيه نتيجه دهد كه وى علم به غيب ندارد ، آن گاه جمله * ( « إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ » ) * بيان حقيقت حال آن جناب در ادعايى است كه مىكند ، و آن اين است كه من فقط مدعى رسالتم و با اين ادعا ادعاى ديگرى ندارم .
بحث روايتى
در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها . . . » ) * ، گفته : معصوم ( ع ) فرموده است : قريش عاص بن وائل سهمى و نضر بن حارث بن كلده و عقبة بن ابى معيط را به نجران فرستادند تا در آنجا از علماء يهود مسائلى را آموخته آن گاه آن مسائل را از رسول خدا ( ص ) بپرسند ، از مسائلى كه نامبردگان آموخته بودند و از آن حضرت پرسيدند اين بود كه قيامت چه وقت به پا مىشود ، خداى تعالى در جواب سؤال ايشان آيه * ( « يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها . . . » ) * ، را نازل كرد و در تفسير عياشى از خلف بن حماد از مردى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : خداوند در كتابش مىفرمايد : * ( « وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَما مَسَّنِيَ السُّوءُ » ) * و مقصود از « سوء » ، فقر است « 2 » .
مؤلف : اين روايت را صدوق نيز در معانى الاخبار « 3 » به سند خود از خلف بن حماد از مردى از آن حضرت روايت كرده ، حسين بن بسطام هم در كتاب طب الأئمه « 4 » آن را از جابر بن يزيد از حضرت ابى جعفر ( ع ) روايت كرده است .
هامش
( 1 ) تفسير قمى ج 1 ص 249 ط قم
( 2 ) تفسير عياشى ج 2 ص 43 ح 124 ط تهران
( 3 ) معانى الاخبار ص 172
( 4 ) طب الأئمه ص 55 باب عوذة عند الحجامة .