تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
و به نظر اصحاب عزيمت و دعوت ، اسم اعظم داراى لفظى است كه به حسب طبع دلالت بر آن مىكند نه به حسب وضع لغوى ، چيزى كه هست تركيب حروف آن بحسب اختلاف حوايج و مطالب مختلف مىشود ، و براى بدست آوردن آن ، طرق مخصوصى است كه نخست حروف آن ، به آن طرق استخراج شده و سپس آن را تركيب نموده و با آن دعا مىكنند ، و تفصيل آن محتاج به مراجعه به آن فن است .
و در بعضى روايات وارده نيز مختصر اشعارى به اين معنا هست ، مثل آن روايتى كه مىگويد : « بسم اللَّه الرحمن الرحيم » نسبت به اسم اعظم نزديكتر است از سفيدى چشم به سياهى آن ، و آن روايتى كه مىگويد : اسم اعظم در « آية الكرسى » و اول سوره « آل عمران » است ، و نيز روايتى كه مىگويد : حروف اسم اعظم متفرق در سوره حمد است ، و امام آن حروف را مىشناسد و هر وقت بخواهد آن را تركيب نموده و با آن دعا مىكند ، و در نتيجه دعايش مستجاب مىشود . و نيز روايتى كه مىگويد : آصف بن برخيا وزير سليمان با حروفى از اسم اعظم كه پيشش بود دعا كرد و توانست تخت بلقيس ، ملكه سبا را در مدتى كمتر از چشم بر هم زدن نزد سليمان حاضر سازد ، و آن روايتى كه مىگويد اسم اعظم مركب از هفتاد و سه حرف است ، و خداوند هفتاد و دو حرف از اين حروف را در ميان انبيايش تقسيم نموده ، و يكى را به خود در علم غيب اختصاص داده است ، و همچنين روايات ديگرى كه اشعار دارد بر اينكه اسم اعظم مركب لفظى است . و ليكن بحث حقيقى از علت و معلول و خواص آن ، همه اين سخنان را رفع مىكند ، زيرا تاثير حقيقى دائر مدار وجود اشياء و قوت و ضعف وجود آنها و سنخيت بين مؤثر و متاثر است ، و صرف اسم لفظى از نظر خصوص لفظ آن ، چيزى جز مجموعه اى از صوتهاى شنيدنى نيست ، و شنيدنىها از كيفيات عرضيه اى هستند كه اگر از جهت معناى متصورش اعتبار شود ، صورتى است ذهنى كه فى نفسه هيچ اثرى در هيچ موجودى ندارند ، و محال است كه يك صوتى كه ما آن را از حنجره خود خارج مىكنيم ، و يا صورت خياليى كه ما آن را در ذهن خود تصور مىنماييم كارش بجايى برسد كه به وجود خود ، وجود هر چيزى را مقهور سازد ، و در آنچه كه ما ميل داريم به دلخواه ما تصرف نموده آسمان را زمين و زمين را آسمان كند ، دنيا را آخرت و آخرت را دنيا كند ، و . . . و حال آنكه خود آن صوت معلول اراده ما است . و اسماء الهى - و مخصوصا اسم اعظم او - هر چند مؤثر در عالم بوده و اسباب و وسائطى براى نزول فيض از ذات خداى تعالى در اين عالم مشهود بوده باشند ، ليكن اين تاثيرشان بخاطر