تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
از موهبت علمى كه نزد ما است چند موهبت ديگر يعنى گوش ، چشم ، خيال و تعقل و امثال آن منشعب مىشود ، آن وقت همين علم ( كه نسبت به مسموعات و مبصرات و معقولات و امثال آن عام است ) با قدرت و حيات و غير آن در تحت يك اسم اعمى از قبيل رازق و يا معطى و يا منعم و يا جواد قرار مىگيرد ، باز وقتى علم ، قدرت ، حيات ، عفو و مغفرت و امثال آنها را در مجموع ملاحظه كنيم همه در تحت يك اسم اعم كه همان رحمت شامله است قرار مىگيرد . از اينجا معلوم مىشود كه سعه و ضيق و عموميت و خصوصيتى كه در ميان اسماء هست به آن ترتيبى است كه در ميان آثار موجود از آن اسماء در عالم ما هست ، بعضى از آثار خاص است ، بعضىها عام ، اين عام و خاص بودن آثار نيز از ناحيه عام و خاص بودن حقايقى است كه آثار مذكور كشف از آن مىكند ، و كيفيت نسبتهايى كه آن حقايق با يكديگر دارند را نسبتهاى ميان مفاهيم كشف مىكند ، پس علم نسبت به حيات اسم خاص و نسبت به شنوايى ، بينايى ، شهيد ، لطيف و خبير بودن اسمى است عام و همچنين رازق اسم خاص است به رحمان ، و نسبت به شافى ، ناصر و هادى اسمى است عام و . . . بنا بر اين ، براى اسماء حسنى عرضى است عريض كه از پايين منتهى مىشود به يك و يا چند اسم خاصى كه در پايين آن ديگر اسم خاصى نيست ، و از طرف بالا شروع مىكند به وسعت و عموميت و بدين طريق بالاى هر اسمى اسم ديگرى . است از آن وسيعتر و عمومىتر تا آنكه منتهى شود به بزرگترين اسماء خداى تعالى كه به تنهايى تمامى حقائق اسماء را شامل است ، و حقايق مختلف همگى در تحت آن قرار دارد ، و آن اسمى است كه غالبا آن را « اسم اعظم » مىناميم . و معلوم است كه اسم هر قدر عمومىتر باشد آثارش در عالم وسيعتر و بركات نازله از ناحيه اش بزرگتر و تمام است ، براى اينكه گفتيم آثار ، همه از اسماء است ، پس عموميت و خصوصيتى كه در اسماء است بعينه در مقابلش در آثارش هست ، بنا بر اين ، اسم اعظم آن اسمى خواهد بود كه تمامى آثار منتهى به آن مىشود ، و هر امرى در برابرش خاضع مىگردد .

5 - معناى اسم اعظم چيست ؟

در ميان مردم شايع شده كه اسم اعظم اسمى است لفظى از اسماى خداى تعالى كه اگر خدا را به آن بخوانند دعا مستجاب مىشود ، و در هيچ مقصدى از تاثير باز نمىماند . و چون در ميان اسماء حسناى خدا به چنين اسمى دست نيافته و در اسم جلاله ( اللَّه ) نيز چنين اثرى نديده‌اند معتقد شده‌اند به اينكه اسم اعظم مركب از حروفى است كه هر كس آن حروف و نحوه تركيب آن را نمىداند ، و اگر كسى به آن دست بيابد همه موجودات در برابرش خاضع گشته و به فرمانش در مىآيند .