تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
نحو حقيقت بوده نه بنحو مجاز صراحت داشته و يا نزديك به صريح است . و در الدر المنثور است كه عبد بن حميد و حكيم ترمذى در كتاب نوادر الاصول و ابو شيخ در عظمت و ابن مردويه از ابى امامه روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود خداوند خلق را آفريد و كار خلقت تمام شد ، و در آن موقع كه عرشش بر روى آب بود ميثاق انبياء را گرفته و اصحاب يمين را به دست راست خود و اصحاب شمال را به دست چپ خود گرفت - گر چه هر دو دست خدا راست است - آن گاه اصحاب يمين را صدا زد ، ايشان جواب دادند و گفتند : پروردگار ما لبيك و سعديك ، فرمود : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند آرى . اصحاب شمال را صدا زد ، ايشان نيز جواب دادند و گفتند پروردگار ما لبيك و سعديك ، فرمود آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : آرى . آن گاه همه را به يكديگر آميخت يكى از ايشان گفت : پروردگارا چرا ما را بهم مخلوط كردى ؟ فرمود : ايشان غير اين اعمال ديگرى دارند كه مرتكب خواهند شد ، به همين جهت اين كار را كردم تا روز قيامت نگويند پروردگارا ما از اين امر غفلت داشتيم ، آن گاه همه ذريه را دوباره به صلب آدم برگردانيد ، پس اهل بهشت بهشتيان آن روز و اهل آتش دوزخيان آن روزند . وقتى سخنان رسول خدا ( ص ) به اينجا رسيد شخصى پرسيد يا رسول اللَّه پس خاصيت اعمال چيست ؟ حضرت فرمود : هر قومى براى سر منزل مقصودش عمل مىكند عمر بن خطاب وقتى اين را شنيد گفت : حال كه مطلب چنين است براى آن منزل تلاش مىكنيم « 1 » . مؤلف : از اينكه فرمود : « عرشش بر روى آب بود » كنايه است از اينكه مساله اخذ ميثاق مقدم بر خلقت بوده ، و مقصود از آن ، تقدم خلقت ارواح ، بر خلقت اجسام نيست ، زيرا اگر مقصود اين باشد همه آن اشكالاتى كه بر عالم ذر به آن معنا كه مثبتين آن فهميده بودند وارد مىشد بر اين روايت نيز وارد مىشود . و اينكه فرمود : « هر قومى براى سر منزل مقصودش عمل مىكند » معنايش اين است كه هر يك از دو منزل محتاج به عمل دنيوى مناسب با خودش است ، اگر عامل اهل بهشت باشد لا جرم عمل خير انجام مىدهد ، و اگر اهل دوزخ باشد خواه ناخواه عمل شر مرتكب مىشود ، و دعوت انبياء بسوى بهشت و بسوى عمل خير براى اين است كه عمل خير منزل صاحبش را در بهشت معين و مشخص مىكند ، هم چنان كه عمل شر منزل صاحبش را در آتش معلوم مىسازد ،
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 143