تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
است ، يعنى معروفيت او و ذات او يك چيز است ، و چون محال است كه شناخته نشود لذا ثبوت ذات او عين ثبوت شناخته شدن او است .
خواهيد پرسيد چطور خداى تعالى قابل شناسايى است و محال است كه شناخته نگردد ؟ در جواب براى توضيح مطلب مىگوييم : هيچ موجودى از موجودات و مخلوقات به ذات خود مستقل از خداى تعالى نيست ، نه در خارج و نه در ذهن ، و هر موجودى كه ما تصور و فرض كنيم وجودش نظير وجود رابطه اى است كه در جمله « عدد چهار جفت است » ميان عدد چهار و جفت برقرار است ، هم چنان كه رابطه ميان آن دو به هيچ وجهى از وجوه مستقل از آن دو طرف نيست ، همين طور هيچ موجودى مستقل از آفريدگار خود نخواهد بود . بنا بر اين ، اگر علم ما و يا علم مخلوق ديگرى به چيزى تعلق بگيرد در همان حال به آفريدگار آن چيز نيز تعلق گرفته ، چون آن چيز هم در خارج و هم در ذهن ما همراه با آفريدگارش است ، چون اگر وجودش متكى به وجود آفريدگارش نباشد خواه ناخواه بايد مستقل از او باشد . پس هيچ عالمى پى به معلومى نمىبرد مگر اينكه قبل از پى بردن به آن معلوم به وجود آفريدگار آن معلوم پى برده باشد . و چون خود آن عالم هم مخلوق است و در عالم بودنش مستقل از خالق خود نيست - چه اگر مستقل از خالقش باشد مخلوق نخواهد بود - پس هم خود عالم در عالم بودنش محتاج به خدا است و هم معلومى كه تحصيل كرده در معلوم بودنش محتاج به خدا است ، به اين معنا كه معلوم هيچ وقت معلوم نمىشود مگر آنكه خالقش معلوم شود ، و ما هر چيزى را كه بفهميم و به هر چيزى كه علم پيدا كنيم نخست علم ما به خالق آن چيز تعلق گرفته و در ثانى به خود آن چيز ، هم چنان كه خالق آن چيز نخست خودش عالم بود نه اينكه به طفيل علم او ما نيز عالم شده‌ايم . با در نظر گرفتن اين مطلب در آيه شريفه « وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه إِلَّا بِما شاءَ » « 1 » ، و همچنين در كلام امير المؤمنين ( ع ) كه فرمود : « ما رايت شيئا الا و رايت اللَّه قبله من هيچ چيز نديدم مگر آنكه قبل از ديدن آن چيز خدا را ديدم » - دقت بفرماييد - .
خلاصه كلام اينكه خداى تعالى معروف و معلوم است به دليل اينكه به حكم ضرورت ثبوت هر علمى به هر معلومى منوط بر اين است كه نخست او معروف و معلوم باشد . پس اينكه امام صادق ( ع ) در روايت بالا فرمودند : « هر كه گمان كند كه خدا را به حجاب و يا صورت و يا مثالى شناخته او در حقيقت به خدا شرك ورزيده » « 2 » بعيد
هامش
( 1 ) و احاطه نمىيابند به هيچ مقدارى از علم او مگر به آن مقدارى كه او بخواهد . سوره بقره آيه 255 ( 2 ) التوحيد ص 142 ح 7