تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
جهل و خطا و زوال و تغيير نمىپذيرد تفسير نموده و مىفرمايد : خداى تعالى از هيچ موجودى پوشيده و نهان نيست مگر بوسيله خود آن موجود - بخلاف ما كه اگر از كسى و يا چيزى پنهان مىشويم بوسيله ديوار و يا چيز ديگرى خود را پنهان مىكنيم - پس در حقيقت حجاب و مانع از مشاهده خداى تعالى خود موجودات هستند . آن گاه اضافه مىكند كه ساتريت و حجاب بودن موجودات بطور حقيقت نيست ، حجابى است كه نمىبايست حجاب و مانع باشد ، و خلاصه اينكه مىفهماند : خداى سبحان بايستى براى مخلوقات مشهود باشد ، الا اينكه خود بينى مخلوقات ، ايشان را از مشاهده خداوند غافل ساخته و نمىگذارد متوجه شوند به اينكه خدا را دائما مشاهده مىكنند . آرى ، علم به او هميشه و در هر حال هست ، و ليكن علم به علم است كه گاهى به خاطر سرگرمى به چيزهاى ديگر مفقود مىگردد . امام صادق ( ع ) هم همين نكته را در پاسخ شخصى كه نزد وى از ابتلاى به وسوسه و كثرت شبهات شكايت كرد اساس كلام قرار داده و به آن تكيه كرد و فرمود : آيا هيچ سوار كشتى شده اى و هيچ برايت پيش آمد كرده كه كشتيت در دريا شكسته شده باشد و تو تنها بر تخته اى سوار شده باشى و امواج هولناك دريا تو را به اينطرف و آن طرف كشانيده و تو به كلى از نجات مايوس شده باشى ؟ و آيا اگر به چنين ورطه اى در افتاده اى هيچ در آن حال دلت به جايى بستگى داشته ؟ عرض كرد : آرى . حضرت فرمود همان كسى كه در آن حال تكيه گاه تو بود خداى متعال است . و در كتاب جوامع توحيد از حضرت رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : حجاب ميان خدا و خلق همان آفرينش خلق است « 1 » . و در كتاب علل به سند خود از ثمالى روايت كرده كه گفت : خدمت امام على بن الحسين ( ع ) عرض كردم به چه علت خدا خود را از خلائق محجوب كرد ؟ فرمود : براى اينكه خداوند خلقت ايشان را تا اندازه اى و به اعتبارى بر اساس جهل بنا نهاده است « 2 » . مؤلف : معناى اين روايت از روايت قبلى كتاب توحيد به خوبى بدست مىآيد ، و از آن بر مىآيد كه مقصود از « خلقت انسان بر اساس جهل » اين است كه خداوند انسان را طورى آفريده كه به خود مشغول باشد و اين اشتغال او را از لقاى پروردگار حاجب و مانع گردد . و در كتاب محاسن به سند خود از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود :
هامش
( 1 ) التوحيد ص 34 ح 2 ط تهران ( 2 ) علل الشرائع ج 1 ص 119 ح 2